ر سالیانه صید مربوط به همین فصل مهاجرت بخصوص ماه‌های اسفند و فروردین است. میزان صادرات کلمه در اسفند ماه 1374 از منطقه گمیشان 450 تن برآورد شده است. صید کلمه در دهه 1950 در کشور شوروی سابق سالانه 55000 تن و در کشور ما 4500 تن در سال 1306 گزارش شده است.

1-8-تغذیه ماهی کلمه
تغذیه ماهی کلمه در تمامی سیکل زندگی یکسان نیست. در اولین مرحله رشد و نمو خود از پلانکتون‌های کوچکی که به آرامی حرکت می‌کنند تغذیه می‌کند (مثل آلگ‌ها و روتیفر)، در شروع مرحله بعدی سخت پوستان پلانکتونی و در مرحله بعدی لارو حشرات کفزی را مورد تغذیه قرار می‌دهد و سرانجام غذای اصلی و اساسی کلمه بالغ را نرمتنان تشکیل می‌دهد. در دریای خزر 82 % غذای کلمه را نرمتنانی مثل دریسینا پلی مورفا9، آچا مینیما10، ماندانا11 و غیره تشکیل می‌دهد. سخت پوستان (اکثرا کورفیده12) نیز 7 % غذای کلمه را شامل می‌شود. شمال شرقی دریای خزر محلی است که ماهی کلمه بیشترین تغذیه خود را انجام می‌دهد. غذای اصلی ماهی کلمه دریسینا پلی مورفا می‌باشد. تراکم زیاد ماهی کلمه را در شمال دریای خزر را به دلیل فراوان بودن و تراکم زیاد دریسینا در این ناحیه می‌دانند. رژیم غذایی ماهی کلمه مشابه ماهی سیم13 است با این تفاوت که در غذای ماهی سیم سخت‌پوستان بیشتر هستند و در غذای ماهی کلمه نرمتنان اکثریت مقدار غذا را تشکیل می‌دهد (برادران طهوری، 1369). ترکیب غذایی ماهیان کلمه جوان در جنوب شرقی دریای خزر در سال‌های مختلف فرق می‌کند، در سال 1981 رقم عمده مواد غذایی نرییس14بود که از 9/17% در ماه سپتامبر تا 5/89% در ماه نوامبر نوسان دارد و گاهی در تابستان تعداد زیادی پروتوزوآ و سخت پوستان (از 3/13% تا 9/34%) در تغذیه ثبت شده است که دومین غذای مشخص تابستان برای بچه ماهیان کلمه خزر شمالی کوماسه15، کورفیده16 و گاماریده17 است. و برای بچه ماهیان کلمه ترکمنی عمدتا بالانوس18 و اوستراکودا19 می باشد. بچه ماهیان کلمه در مناطق ساحلی به وفور یافت می‌شوند و تا رسیدن به طول 15 سانتیمتر در نزدیک خط ساحلی می‌مانند و ترجیحا از پریفیتون20 و چیدوریده21 و لارو شیرونومید تغذیه می‌کنند (بلالی و نوروزی، 1378).

1-9- تولیدمثل ماهی کلمه
زمان اوج مهاجرت ماهی کلمه در ماه‌های اسفند و فروردین می‌باشد. سن بلوغ ماهی کلمه در جنس نر در 3 سالگی و در جنس ماده 4-3 سالگی است رشد غدد جنسی ماهی کلمه در 10-9 سالگی متوقف می‌شود. در جنس نر رسیدگی اسپرم تدریجی است و اسپرم ریزی به طور متناوب انجام می‌شود در حالیکه در ماده‌ها تخم ریزی یکباره است. ماهی کلمه فیتوفیلوس بوده و در عمق کم (50 سانتیمتر) و در آب شفاف تخم‌ریزی می‌کند. تکامل تخم‌های لقاح یافته در دمای 18-16 درجه سانتی‌گراد حدود 6 روز به طول می‌انجامد (نوروزی و همکاران، 1385).

1-10- ریخت‌سنجی
ریخت‌سنجی مطالعه‌ی کمّی ریخت‌شناسی می‌باشد. انواع مختلفی از ریخت‌سنجی وجود دارد. به طور نمونه استریولوژی که برای محاسبه‌ی ساختارهای سه بعدی (مانند شمارش سلولی) از اسلایس‌های دوبعدی استفاده می‌شود. ریخت‌سنجی هندسی ارزیابی کمّی ساختار می‌باشد (هالگریمسون و همکاران، 2009). ساختار یک جسم ترکیبی از شکل و اندازه می‌باشد. ساختار به آن دسته از اندازه‌گیری‌های هندسی از یک جسم که بعد از برگرداندن، چرخش یا مقیاس‌گذاری تغییر نمی‌کند، مربوط می‌شود (کندال، 1984). در مقایسه، شکل ساختاری است که مقیاس از آن حذف شده است. به عبارتی دیگر، شکل به آن دسته از اندازه‌گیری‌های هندسی که نسبت به برگردان، چرخش، انعکاس و مقیاس نامتغیر هستند، مربوط می‌شود (کندال، 1984). شکل و ساختار موجودات از عوامل مهم در تغییرات فنوتیپی می‌باشند که هم از لحاظ تکاملی و هم زیست‌شناسی تکوینی قابل توصیف هستند. شکل ساختارهای پیچیده‌ی اسکلتی مانند جمجمه و سایر ساختارها (در انسان)، و یا ریخت‌سنجی سر و شکل در موجودات دیگر، همه از پدیده‌های تکوینی هستند که ساختار یکی از جنبه‌های مهم برای توضیح مکانیزم‌های تکوینی در آنها محسوب می‌شوند (هالگریمسون و همکاران، 2009). آنالیز شکل نقش مهمی در بسیاری از مطالعات زیست‌شناسی دارد. گستره‌ای از فرآیندهای بیولوژیکی تفاوت‌هایی بین افراد و بخش‌های مختلف آنها ایجاد می‌کند، مانند بیماری یا زخم، تکوین اونتوژنتیک، سازگاری با ویژگی‌های جغرافیایی محلی یا گوناگونی در فرآیند تکوین در دراز مدت. تفاوت در شکل ممکن است در نقش‌های عملکردی که توسط بخش‌های مشابه انجام می‌شود، تفاوت ایجاد کند و پاسخ‌های مختلفی به فشارهای انتخابی مشابه داشته باشد و همینطور تفاوت‌هایی در فرآیند رشد و تکوین شکل ایجاد کند. بررسی شکل، روشی برای درک آن دسته از متغیرهایی که باعث تنوع و دگردیسی ریختی می‌شود، می‌باشد.اغلب تفاوت در شکل با مقایسه‌ی اشکال مشاهده شده نسبت به اشیاء آشنا مانند دایره‌ها یا حروف الفبا صورت می‌پذیرد. موجودات یا اجزاء آنها را با شکل حلقوی، کلیوی مانند و یا Cشکل می‌توان بازشناسی کرد. چنین تفاوت‌هایی می‌تواند بسیار ارزشمند باشد، زیرا این تفاوت‌ها به ما کمک می‌کنند تا موجودات ناشناخته ترسیم شوند، و یا مؤلفه‌‌های معنی‌دار بیولوژیکی مربوط به شکل بیشتر مورد توجه قرار گیرند. به هر حال این تفاوت‌ها ممکن است مبهم، نادرست یا حتی گمراه کننده باشند، به خصوص در زمانی که اشکال پیچیده هستند و شباهت چندانی با مؤلفه‌های آشنا ندارند. حتی در بهترین شرایط، ما هنوز نمی‌توانیم با دقت بگوییم که یک موجود نسبت به مؤلفه‌های مورد نظر، چقدر حلقوی، کلیوی شکل یا Cشکل می‌باشد. وقتی ما به دقت نیاز داشتیم به اندازه‌گیری‌ها مراجعه می‌کنیم.
ریخت‌سنجی یک روش کمی برای نشان‌ دادن اختلافات شکلی بوده که همیشه مورد توجه زیست‌شناسان می‌باشد. مطالعات کیفی، یک تصویر و شرح جزئی تولید می‌کند و مطالعات ریخت‌سنجی به طور معمول جداولی را با لیستی از اعداد تجزیه شده تولید می‌کند. این اعداد به قدری خلاصه شده هستند که ما قادر به تصویرسازی و تجسمتفاوت‌های ریختی نیستیم و زبان ریخت‌سنجی نیز به همین منوال خلاصه و وابسته به اصول ریاضی می‌باشد. بنابراین ریخت‌سنجی بیشتر از آن که به ریخت‌شناسی نزدیک باشد به نظر می‌رسد به آمار و جبر نزدیک‌تر باشد و تعریف دقیقی که می‌توانیم از ریخت‌سنجی ارائه کنیم این است که ریخت‌سنجی شاخه‌ای از آنالیز ریاضی شکل می‌باشد. با این حال می‌توان ریخت‌سنجی را شاخه‌ای از ریخت‌شناسی در نظر گرفت، همانگونه که می‌تواند آماری نیز باشد.
ریخت‌سنجی سنتی شامل اندازه‌گیری طول، ارتفاع و عرض بدن بوده که بر اساس اصول ماهی‌شناسی کلاسیک می‌باشد (لاگلر و همکاران، 1962). برخی از داده‌های حاصل از این اندازه‌گیری‌ها اطلاعات نسبتاً اندکی را درباره‌ی شکل به ما می‌دهد، و برخی از آنها نیز اندکی مبهم هستند. الگوی اندازه‌گیری سنتی را می‌توان به طور معنی‌داری بهبود بخشید، بدون آن که چارچوب ریاضی آن را تغییر دهیم و این کار را می‌توان با روش تراس جعبه‌ای که الگوی آن توسط بوکستین22و استراس23 در سال 1982 ابداع شده انجام داد. این الگوی اندازه‌گیری جهت‌های بیشتری از موجود را نمونه‌برداری کرده و اندازه‌ها اکثراً فاصله‌ای هستند، این اندازه‌ها همچنین بسیاری از اندازه‌های کوتاه را شامل می‌شوند و علاوهبراین، برآیند همه‌ی اندازه‌ها از لحاظ زیستی در جایگاه آناتومیکی و ساختاری همولوگ هستند، و این برآیند‌ها همان لندمارک‌ها می‌باشند. یکی از مشکلات هر دو الگوی اندازه‌گیری این است که نمی‌توانند همه‌ی اطلاعاتی که قابل جمع‌آوری هستند را بدست آورند. یکیدیگر از مشکلات تراس و الگوی اندازه‌گیری سنتی اینست که به جای اندازه‌گیری شکل، ابعاد(سایز) را اندازه می‌گیرد. این بدین معنی نیست که داده‌ها شامل اطلاعات مربوط به شکل نیستند، بلکه این اطلاعات شامل نسبت‌های طولی است و جداسازی اطلاعات شکل و اندازه بر این اساس بسیار مشکل می‌باشد. برخی از مطالعات این نسبت‌ها را مستقیماً اندازه می‌گیرند، اما این نسبت‌ها مشکلات آماری زیادی دارند (آچلی، 1978).

1-11-شکل و اندازه
پیشرفت سریع روش ریخت‌سنجی هندسی به طور عمده مدیون ارتباطات ریاضی در شکل بوده، که نیاز به درک دقیق مفاهیم آن می‌باشد. تعریف واژه‌ی شکل پایه و اساس تئوری ریاضی شکل می‌باشد. همچنین مفهوم اندازه نیز ارتباط نزدیکی با شکل دارد و درک هر یک از آن‌ها بدون درک دیگری ممکن نیست.

1-12-شکل
در ریخت‌سنجی هندسی، شکل به همه‌ی اطلاعات هندسی که بعد از فیلتر کردن مکان، مقیاس و اثرات چرخشی از جسم باقی می‌ماند گفته می‌شود (کندال، 1984). از طرفی جسم شامل مجموعه‌ای از مختصات است، به عنوان نمونه به نشانگر یا لندمارک‌هایی که به عنوان شاخص بخشی از جسم مورد استفاده می‌گیرد، می‌توان اشاره کرد. مفهوم تعریف کندال از شکل بر این مبناست که مقیاس تعریفی از اندازه به ما می‌دهد که مستقل از تعریف شکل می‌باشد. مفهوم مقیاس هندسی بسیار ساده بوده ممکن است با بررسی چشمی به آن پی ببریم. قبل از محاسبه‌ی مقیاس هندسی، ما نیاز به تعیین نقطه‌ی مرکزی شکل24 و محاسبه‌ی فاصله‌ی بین هر لندمارک و نقطه‌ی مرکزی هستیم. بعد از محاسبه‌ی موارد ذکر شده، می‌توانیم مقیاس هندسی را با محاسبه‌ی مربع هر یک از فاصله‌ها، جمع همه‌ی مربعات فاصله‌ها و گرفتن جذر مجموع مربعات، بدست آوریم. این مقدار اندازه‌ی نقطه‌ی مرکزی25 نامیده می‌شود. نقطه‌ی مرکزی یکی از بخش‌‌های مربوط به اندازه است که از نظر ریاضی مستقل از شکل می‌باشد. به طور تجربی نقطه‌ی مرکزی ممکن است با شکل همبستگی داشته باشد، زیرا موجودات بزرگ‌تر شکل متفاوتی نسبت به موجودات کوچک‌تر دارند. این حقیقت که اگر ما شکل و اندازه با به صورت جداگانه اندازه‌گیری کنیم، اطلاعات مربوط به ارتباط این دو را از دست می‌دهیم، درست نیست. از لحاظ تجربی ارتباط بین شکل و اندازه را با استفاده از روش‌های آماری سنتی که هم برای داده‌های اندازه و هم برای داده‌های شکل به کار می‌رود، می‌توان به آسانی تعیین کرد.

تصویر 1-1- مراحل مختلف حذف تفاوت‌ها در شکل، آ) دو شکل مختلف لندمارک‌گذاری، ب) مرحله‌ی بعد از حذف تفاوت‌ها در مکان (روی‌هم‌‌گذاری)، پ) مرحله‌ی بعد از حذف تفاوت مقیاس (برابری نسبت‌ها)، ت) مرحله‌ی بعد از حذف جهت (چرخش)

1-13-نقطه‌گذاری یا لندمارک گذاری
لندمارک‌ها نقاط معرف شکل مجزائی هستند که به صورت مکان مشابه در همه‌ی نمونه‌های مورد مطالعه قابل تشخیص هستند. از آن جایی که لندمارک‌ها نقش مهمی در ریخت‌سنجی هندسی بازی می‌کنند، درک نحوه‌ی عملکرد آن‌ها در تجزیه و تحلیل شکل بسیار حیاتی می‌باشد. همچنین درک این که چه عملکردهایی را شامل نمی‌شود نیز به همان اندازه مهم می‌باشد، زیرا این بررسی‌ها بر تعیین لندمارک اثر خواهد گذاشت. یکی از تفاوت‌های اصلی بین تکنیک سنتی و تکنیک مبتنی بر لندمارک‌گذاری، انتخاب نوع متغیر می‌باشد. متغیرهای ریخت‌سنجی سنتی به ترتیب ارجحیت انتخاب می‌شوند، یعنی ما قبل از اینکه آنالیز را انجام دهیم، متغیر را انتخاب می‌کنیم، ولی در لندمارک‌گذاری، این چنین نیست. در مطالعات اندازه‌گیری سنتی فقط متغیرهایی که فرآیند آنالیز را تسریع می‌کنند، برای آنالیز موجود می‌باشند، و به همین دلیل بیشترین تأکید بر انتخاب متغیرهای معنی‌دار می‌باشد. اگر ما یک متغیر معنی‌داری انتخاب نکنیم، در تفسیرها دچار مشکل می‌شویم و اگر متغیرهای زیادی که اهمیت زیستی خاصی ندارند انتخاب کنیم، فرآیند تجزیه و تحلیل بسیار پیچیده خواهد شد. ملاحظات زیادی در زمینه‌ی انتخاب متغیرهایی که معنی‌دار هستند، وجود دارند، که مربوط به مفاهیم (1) بیومکانیک، (2) فرآیندهای تکوینی،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید