صاحب‌نظران اقتصاد و توسعه معتقدند که درآمدهاي مالياتي در راستاي تأمين هزينه‌هاي دولت، شرايط نامطلوب اقتصادي آن جامعه را بهبود مي‌بخشد. سهم درآمدهاي مالياتي دولت‌ها ازتوليد ناخالص داخلي کشورها معمولاً قابل ‌توجه است. البته دراقتصاد ايران اين سهم رقم بسيار ناچيزي است. عدم فاصله‌ي ميان دولت و مردم مهمترين مسأله در پرداخت “با رغبت” ماليات است. زماني که مردم بدانند هرگونه شانه خالي کردن از زير پرداخت ماليات در نهايت به زيان خود آنهاست و مانع از اجراي برنامه‌هاي رفاهي دولت خواهد شد، مطمئناً ماليات را با رغبت خواهند پرداخت. اين موضوع الزامات بسياري دارد که از آن جمله پاسخ‌گويي دقيق دولت به مطالبات مردم و انتقادهاست.

2-4-2 تعاريف و مفاهيم عملياتي
تعريف ماليات
ماليات53 قسمتي ازدرآمد يا دارايي افراد است که به منظور پرداخت مخارج عمومي‌و اجراي سياست‌هاي مالي درراستاي حفظ منافع اقتصادي، اجتماعي، سياسي کشوربه موجب قوانين و به‌وسيله‌ي اهرم‌هاي اداري و اجرايي دولت وصول مي‌شود. عده‌اي از صاحب‌نظران ماليات را مبلغي مي‌دانند که دولت از اشخاص، شرکت‌ها و مؤسسات برطبق قانون براي تقويت عمومي‌حکومت و تأمين مخارج عامه مي‌گيرد، پس ماليات براي پرداخت مخارج عمومي‌و اجراي سياست‌گذاري مالي لازم است. البته قانون گذار در متن قانون ماليات‌هاي کشور ما اشاره اي به هدف توزيع عادلانه‌ي ثروت نکرده است.(سايت سازمان امور مالياتي کشور، زمستان 1390)

?) مبناي ماليات(پايه‌ي مالياتي):
مبناي ماليات عامل متغير يا هر مفهوم ديگري همچون درآمد يا دارايي است که طبق قانون بر آن، ماليات وضع مي‌شود.

?) نرخ ماليات54:
درصدي از مبناي ماليات يا پايه‌ي مالياتي است که مبناي محاسبات ماليات مورد نظر قرار مي‌گيرد، به عبارت ديگر نرخ ماليات در هر مبنا اندازه‌ي اخذ ماليات را با توجه به قوانين و آيين‌نامه‌هاي مالياتي دولت‌ها درمبناي مورد نظر نشان مي‌دهد.
انواع محاسبه نرخ ماليات به شرح ذيل است:
? نرخ ماليات تناسبي:
نرخي که بدون توجه به تغييرات مبناي ماليات، هميشه ثابت است.

? نرخ ماليات تصاعدي:
برعکس نرخ تناسبي با افزايش ماليات مقدارش افزايش مي‌يابد که لزوماً متناسب با افزايش مبناي ماليات نيست.

? نرخ ماليات تنازلي:
هرچه مبناي ماليات وسيع‌تر مي‌شود، ازنرخ ماليات کاسته مي‌شود.

مبلغي که برمبناهاي مختلف تعلق مي‌گيرد و از مؤديان وصول مي‌گردد. به‌طورمعمول در هر کشور تعيين ميزان ماليات‌ها با توجه به نيازها و هزينه‌هاي بخش عمومي‌و فوايد حاصل از اجراي برنامه‌هاي دولت صورت مي‌گيرد.

ازعوامل ديگر تعيين ميزان و حد ماليات‌ها، مقايسه هزينه‌ي آن با هزينه‌هاي منابع غيرمالياتي ازقبيل وام‌ها اعم از داخلي و خارجي است. اغلب کشورهاي درحال توسعه با کسري بودجه‌هاي سالانه و مشکلات مالي در زير ساخت‌هاي اقتصادي و اجتماعي مواجهند، افزايش درآمدهاي مالياتي يکي از راه‌هاي طبيعي و بديهي مقابله با اين مشکل است.

هرگونه افزايش در درآمدهاي مالياتي به يکي از صور زير قابل حصول است:
? افزايش نرخ ماليات‌هاي موجود و جاري؛
? افزايش مبناي ماليات‌هاي موجود و جاري ازطريق حذف‌ معافيت‌ها و بخشودگي‌ها
? برقراري ماليات جديد

2-4-3 انواع مالياتها در ايران
2-4-3-1 مالياتهاي مستقيم55
گرچه تعريف جامع و مانعي از ماليات‌هاي مستقيم و غيرمستقيم دردست نيست، با اين وجود مي‌توان گفت که ماليات‌هاي مستقيم باتوجه به اوضاع و احوال شخص (ميزان دارائي و درآمد) وضع مي‌شود. (سايت سازمان امور مالياتي کشور، زمستان 1390)

2-4-3-1-1 انواع مالياتهاي مستقيم
ماليات‌هاي مستقيم به انواع مختلفي تقسيم مي‌شوند که مهم‌ترين آن‌ها ماليات بر دارايي و ماليات بر درآمد است.
البته امروزه مبناي متداول مالياتي در جهان بر سه اصل “دارايي”، “هزينه” و “مصرف” استوار است. درآمد عوايدي است که به‌ طور مستمر در فواصل معين عايد شخص مي‌گردد در حالي‌که دارايي از اموال منقول و غيرمنقولي تشکيل مي‌شود که قبلاً جمع‌آوري شده و دريک زمان ثابت است.

?) ماليات بر درآمد56 شخصي
اين ماليات ممکن است برانواع درآمد شخص يا برمجموع درآمد وي وضع شود. درماليات برانواع درآمد، هريک از منابع متعدد درآمد شخصي (مانند حقوق، بهره پول، درآمد املاک، اجاره‌بهاي مستغلات، درآمد حاصل از تصدي مشاغل آزاد مانند درآمد پزشکان، وکلاي دادگستري و. . . ) معمولاً به طرق و نرخ‌هاي مختلف مشمول ماليات قرار مي‌گيرد.

در ماليات بر مجموع درآمد کليه عوايد شخص ازمنابع مختلف درآمد روي هم محاسبه مي‌شود و معمولاً پس از کسر بخشودگي‌هاي مقرر درقانون با “نرخ‌هاي تصاعدي” مشمول ماليات قرارمي‌گيرد. به‌طورکلي وصول ماليات برانواع درآمد سهل‌تراست ولي ماليات برمجموع درآمد بيشتر منطبق با عدالت مالياتي است.
از آن‌ جا که ماليات بردرآمد شخصي به ترتيبي که توضيح داده خواهد شد يک نوع انعطاف‌پذيري دردريافت ماليات بوجود مي‌آورد که يکي از عوامل مهم ثبات اقتصادي محسوب مي‌شود، امروزه دراغلب کشورها ماليات بردرآمد مهم‌ترين منبع عوايد دولتي به حساب مي‌آيد.

انتقاد وارد بر ماليات بردرآمد شخصي اين است که موجب کاهش انگيزه‌ي فعاليت شخصي و سرمايه‌گذاري مولد مي‌گردد. اما ماليات بردرآمد دو جنبه دارد که ممکن است اثرات يکديگر را خنثي کنند. ازيک سو چون دولت قسمتي از درآمد حاصل ازکار و فعاليت افراد را به عنوان ماليات اخذ مي‌کند بدين ‌جهت ممکن است افراد فراغت را به کار و فعاليت بيشتر ترجيح دهند و اين عمل ازنظر اقتصادي مفيد نمي‌باشد. از سوي ديگر چون ماليات بردرآمد شخصي باعث مي‌شود که پس از کسر ماليات، درآمد خالص (درآمد قابل تصرف) کمتري باقي بماند، ممکن است اين امر موجب شود که افراد براي حفظ سطح زندگي و ميزان مصرف خود برساعات کار بيافزايند و با کوشش و فعاليت بيشتر کمبود درآمد را جبران کنند.
اما بي‌شک ماليات بردرآمد شخصي باعث کاهش پس‌اندازهاي اختياري افراد مي‌شود و اين امر ممکن است موجب تقليل سرمايه‌گذاري خصوصي شود که بايد با سرمايه‌گذاري دولتي جبران شود.

?) ماليات بر درآمد شرکت‌ها
از مجموع عوايد شرکت، مخارج و هزينه‌هاي مختلف کسر مي‌گردد و درآمد ويژه باقي مي‌ماند که به نرخ‌هاي تصاعدي مشمول ماليات قرارمي‌گيرد. ليکن محاسبه درآمد ويژه شرکت‌ها و نوع هزينه‌هايي که بايد کسر شود به سادگي امکان‌پذير نيست. از طرف ديگر بايد ميان ماليات و سرمايه‌ي اوليه‌ي تشکيل شرکت‌ها تناسب معقولي برقرار گردد تا عدالت مالياتي رعايت شود؛ به گونه‌اي که شرکت‌هاي با سرمايه‌ي اوليه‌ي کم‌تر ماليات‌ کمتري نسبت به شرکت‌هاي با سرمايه‌ي اوليه‌ي بيشتر بپردازند. براي حل اين مسائل روش‌هاي مختلف مالي و حسابداري بکار گرفته ميشود.

شرکت‌هاي بازرگاني سعي مي‌کنند که قيمت و ميزان توليد خود را به نحوي تنظيم کنند که منافع آن‌ها حداکثر شود، پس هميشه اين امکان وجود دارد که شرکت‌هاي مذکور از طريق افزايش قيمت کالاي خود قسمتي از ماليات متعلقه را به مصرف‌کنندگان انتقال دهند. چنانچه تقاضا براي کالاي مزبور درمقابل افزايش قيمت چندان تغيير نکند (مردم مجبور باشند آن کالا را تهيه کنند و کالا ضروري باشد) امکان انتقال ماليات بيشتراست.
ماليات بردرآمد شرکت‌ها از مقدار وجوهي که درسرمايه‌گذاري جديد به کارمي‌افتد مي‌کاهد، زيرا اين نوع ماليات باعث مي‌گردد که از سرمايه‌گذاري مجدد مقدار وجوهي که به عنوان ماليات به دولت پرداخت مي‌شود جلوگيري به عمل آيد و سود قابل توزيع بين صاحبان سهام نيز کاسته شود. واضح است که کاهش پس‌انداز شرکت و هم‌چنين تنزل پس‌انداز صاحبان سهام به علت تقليل سود سهام که درنتيجه وضع ماليات حاصل شده است، دربازارپول و سرمايه اثر مي‌گذارد و نتيجتاً درکاهش سرمايه‌گذاري مؤثر واقع مي‌شود. به همين جهت در بسياري از کشورها سود توزيع نشده شرکت‌ها از پرداخت ماليات معاف مي‌گردد و درتعيين نرخ‌هاي ماليات بردرآمد شرکت‌ها نيز جانب اعتدال رعايت مي‌شود.
?) ماليات بر دارايي57
ماليات بر دارايي به انواع مختلفي مانند ماليات بر ارزش اراضي، ماليات بر ارث و نقل و انتقلات بلاعوض و ماليات نقل و انتقالات قطعي تقسيم مي‌شود. ماليات بر ارث و نقل و انتقالات بلاعوض در تعديل توزيع غيرعادلانه ثروت مؤثر است و از نظر اداري نيز تشخيص و وصول آن نسبتاً آسان است. ماليات براراضي ممکن است بر قيمت اراضي و يا افزايش ارزش اراضي وضع شود. درصورتي که ماليات براضافه ارزش اراضي وضع شود اضافه ارزش مزبور هرساله ارزيابي مي‌شود و مشمول ماليات قرارمي‌گيرد. گاهي‌ ماليات براضافه ارزش اراضي در موقع انتقال املاک و اراضي وصول مي‌گردد. معمولاً هرقدر فاصله بين خريد و فروش کمتر باشد نرخ ماليات بيشتر است و بدين‌ ترتيب مبلغ ماليات با فاصله زماني بين خريد و فروش اموال و مقدار منفعتي که درنتيجه معامله حاصل گرديده است ارتباط پيدا مي‌کند. ماليات‌هاي مزبور وسيله مؤثري براي جلوگيري از سفته‌بازي درمعاملات غيرمنقول به شمار مي‌رود و ممکن است درتجهيز پس‌انداز خصوصي براي سرمايه‌گذاري مولد مؤثر واقع شود. دربسياري از کشورها، ماليات بر اراضي و منازل مسکوني مهم‌ترين منبع درآمد براي شهرداري‌ها و حکومت‌هاي محلي به‌شمار مي‌رود (سايت سازمان امور مالياتي کشور، زمستان 1390).

2-4-3-2 مالياتهاي غير مستقيم58
درحالي‌که ماليات‌هاي غيرمستقيم اغلب روي قيمت کالاهاي مورد مصرف عمومي‌کشيده مي‌شود و درهنگام توزيع يا فروش به روش‌هاي مختلف وصول مي‌گردد.

2-4-3-2-1 انواع مالياتهاي غير مستقيم

1) ماليات بر مصرف و فروش
ماليات برمصرف که نوعي ماليات غير مستقيم است، روي قيمت کالاهاي مورد مصرف عمومي‌کشيده مي‌شود و از توليد کننده‌ي کالاها و خدمات مزبور وصول مي‌شود. بنابراين ماليات برمصرف جزئي از قيمت کالا را تشکيل مي‌دهد به نحوي که معمولاً مصرف کننده نمي‌تواند تشخيص دهد چه مقدار از قيمت کالا بابت مالياتي است که توليد کننده و يا فروشنده به دولت مي‌پردازد. ماليات برمصرف اغلب به کالاها و خدماتي تعلق مي‌گيرد که درمقابل تغييرات قيمت حساسيت کمي‌دارند و به همين جهت اين نوع ماليات يکي از منابع مهم درآمد دولت را تشکيل مي‌دهد. کالاها و خدماتي که دراغلب کشورها مشمول ماليات برمصرف قرارمي‌گيرند عبارتند از: دخانيات، بنزين، قند و شکر و بعضي ديگر از کالاهاي تجملاتي و ضروري، چون اگراين ماليات برکالاهاي ضروري وضع ‌شود، سنگيني آن را طبقات کم‌بضاعت بيشتر احساس مي‌کنند.
ماليات برفروش به کالاهايي تعلق مي‌گيرد که درمرحله خرده‌فروشي به دست مصرف کننده مي‌رسد. دراين نوع ماليات فروشگاه‌ها موظف هستند که مبلغ ماليات را مجزا از قيمت کالا حساب نموده و در يک رقم جداگانه به نحوي که مصرف‌کننده از مبلغ آن اطلاع حاصل کند، دريافت دارند. غرض از اين نوع محاسبه آن است که مصرف کننده ماليات را بپردازد. در ايران اين نوع ماليات وجود ندارد.

2) ماليات بر ارزش افزوده 59
به‌ طورخلاصه ماليات بر ارزش افزوده نوعي ماليات غيرمستقيم عام بر عموم کالاها و خدمات (مگر موارد معاف) است که به‌صورت چند مرحله‌اي از اضافه ارزش کالاهاي توليد شده (ارزشي که درهرمرحله به ارزش کالا افزوده مي‌شود) يا خدمات ارائه شده در مراحل مختلف توليد و توزيع اخذ مي‌شود. به عبارت ديگر مالياتي است که درطول فرآيند توليد و خدمات ازمحل توليد تا فروش کالا به مشتري نهايي، مرحله‌ به ‌مرحله اخذ مي‌شود. نکته مهم آن‌که چون جمع ارزش افزوده‌هاي بنگاه‌هاي اقتصادي دريک کشور برابر توليد ملي همان کشور است (معاملات واسطه‌اي –

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید