کشور موجب شده از بارزترين ويژگي هاي جمعيتي اين کشور محسوب مي شود که چالش هاي مهمي چون بيکاري و فقر را در اين کشور ايجاد کرده بود.ناظراني که به بررسي اوضاع اجتماعي مصر در سال هاي اخير پرداخته اند،بر نهادينه شدن فساد،رشد هولناک ميزان جرايم،بي اعتنايي عميق به کرامت انساني،افول رفتارها و ارزش هاي جامعه و تغيير در نظام ارزشي جامعه که به ويژه در جرايم خشونت آميزي که توسط معلمان،دانش آموزان،تجار وساير اعضاي طبقه متوسط منعکس مي شود،تاکيد کرده اند…)(osman ,2010:196_198)
(…رشد جمعيت،بيکاري عظيمي را در ميان جوانان به ويژه تحصيل کردگان دانشگاهي که به دليل نواقص ساختار دانشگاهي،تخصص و دانش لازم را براي جذب در بخش هاي خصوصي به دست نياورده بودند،ايجاد نارضايتي گسترده اي را به دنبال داشت…) (osman,2010:199)
در واقع در مصر مانند تونس،افزايش جمعيت و تحصيل کردگان دانشگاهي از يک سو و ناتواني نظام سياسي در فراهم آوردن امکانات،پتانسيل اعتراضات سياسي عظيمي را ايجاد کرده بود و جوانان تحصيل کرده و کارگران در مصر در سال هاي قبل نيز اعتراض ها و اعتصاب هايي را به راه انداخته بودند.(goldestone,2011)
در مصر رژيم حسني مبارک تلاش هايي را براي اصلاحات اقتصادي از جمله خصوصي سازي،آزاد سازي تجاري و تشويق سرمايه گذاري هاي خارجي انجام داده بود.اما اين اصلاحات در نبود چارچوبي براي روند اصلاحات سياسي موثر واقع نيفتاده و فوايد آن عمدتا در جيب معدودي از نخبگان وابسته به حکومت سرريز شده بود.(dadush,masood&Michele,2011)
مهمترين ويژگي هاي ساختار سياسي دوران حسني مبارک را مي توان چنين برشمرد:
فرسودگي حکومت،عدم گردش نخبگان،شخصي بودن قدرت،سرکوب سياسي و فساد گسترده که اين موارد زمينه هاي بحران مشارکت و بحران مشروعيت را فراهم کرد.
در کنار عوامل بيان شده،رشد سريع جمعيت و بيکاري گسترده،به ويژه درميان فارغ التحصيلان دانشگاهي،دستمزدهاي پايين،فقر گسترده،شکاف طبقاتي عظيم،ناهنجاري هاي عميق اجتماعي و ناکارآمدي دولت در حل مشکلات عيني،زمينه هاي نارضايتي گسترده و فراگير را در مصر فراهم کرده بود.
لينا آندرسون در اين باره مي گويد:ناتواني قهقرايي حکومت حسني مبارک براي فراهم آوردن خدمات اساسي و بي تفاوتي آشکار در خصوص فقر و بيکاري گسترده،ميليون ها نفر از مردم مصر را از حکومت بيگانه کرد؛اين احساس با توجه به ولخرجي متظاهرانه در ميان نخبگان تجاري وابسته به جمال مبارک تشديد شده بود.(2011،Anderson)

گفتار دوم:خيزش،طغيان
در کشاکش ناکارآمدي هاي حکومت حسني مبارک و مواجه ي حکومت با بحران هاي مشروعيت ،مشارکت و بيگانگي روزافزون نيروهاي اجتماعي از حکومت ،خيزش مردم تونس وسرايت امواج اعتراضي آن در جهان عرب،موج اعتراضات در مصر را برانگيخت.
انقلاب مصر و موج اعتراضات در اين کشور با فراخوان تجمع در روز 25 ژانويه در فيس بوک آغاز شد.اين فراخوان توسط گروه جوانان 6 آوريل انجام گرفت.
حضور گسترده ي مردم در تظاهرات 25 ژانويه در طول دوران حکومت حسني مبارک بي سابقه بود که هر روز بر حجم و دامنه ي اعتراضات و معترضان افزوده مي شد.
25 ژانويه به جمعه ي خشم معروف است که براي اولين بار با مشارکت رسمي اخوان المسلمين و محمد البرادعي انجام گرفت.(قربان اوغلو،1390)
نيروهاي امنيتي و پليس به تدريج کنترل خود را بر قاهره و ديگر شهرهاي بزرگ مصر از دست دادند.
اعتراضات در مصر اکثرا توسط جوانان و در شهرهاي بزرگي چون قاهره و اسکندريه انجام گرفت.(2011،Anderson)
از اينروست که به اين جنبش،جنبش جوانان اطلاق شده است.اين نکته قابل ذکر است که گستردگي دامنه ي اين اعتراضات ديگر طبقات اجتماعي وهمچنين ديگر اديان چون مسيحيان را نيز در بر گرفت.
(…اعتراضات در مصر فاقد رهبري مشخص بود.در اين کشور احزاب و جريانات سياسي از جمله اخوان المسلمين در مراحل ابتدايي نقش پررنگي در اعتراضات نداشتند و در مراحل بعدي به آن پيوستند،با اين حال پيوستن جريانات فوق در گسترش يافتن حرکت اعتراضي نقش چشمگيري داشت…)(شحاته و وحيد،1390:140)
حکومت حسني مبارک متکي به نيروهاي امنيتي و پليس و نه ارتش بود از اين رو ارتش با گسترش اعتراضات در کنار تظاهر کنندگان قرار گرفت.
در مصر نيز مانند تونس،رهبران ارتش تشخيص دادند که نهاد آنها مي تواند در رژيم هاي جديد نيز نقش پر اهميتي ايفا کند و لذا وفاداري خود را از حکام پيشين برداشتند.(2011،Gause)
ايالات متحده در قبال اعتراضات و بحران در مصر موضع گيري هاي ضد و نقيضي داشت در روزهاي اوليه ي اعتراضات از دولت حسني مبارک حمايت کرد و تلاش داشت تا با دعوت از حسني مبارک براي انجام پاره اي اصلاحات به حفظ اين رژيم کمک کند اما با گسترش ابعاد اعتراضات و چشم انداز سقوط حکومت حسني مبارک،آمريکا دست از حمايت اين رژيم برداشت.
اسرائيل بازيگر منطقه اي ديگري است که بررسي مواضعش پر اهميت است.رژيم اسرائيل بيشترين نگراني را در خصوص تحولات مصر و سقوط حکومت حسني مبارک داشت.(2011،Hellyer)
اما اسرائيل فاقد امکانات و ابزاري براي تاثير گذاري بر تحولات مصر و جلوگيري از سقوط حسني مبارک بود .کشورهاي ديگري همچون عربستان سعودي و کشورهاي محافظه کار عرب نيز به حمايت از حکومت حسني مبارک پرداختند اما فاقد تاثير گذاري بر روند تحولات در مصر بودند.
در مجموع مي توان اذعان داشت که حکوت حسني مبارک به دليل بحران هاي سياسي و اجتماعي مختلف فاقد مشروعيت سياسي براي تداوم حکمراني بود؛همچنين نيروهاي اجتماعي و طبقات مختلف در مقابل حکومت قرار گرفتند و در مقابل هيچ نيروي اجتماعي خاصي از حکومت حسني مبارک حمايت نکرد اين مجموع عوامل دخيل در سقوط حکومت مصر بود.

پي نوشت
1-شحاته دينا و مريم وحيد،1390،”عوامل دگرگوني در جهان عرب”،فصلنامه مطالعات راهبردي جهان اسلام،سال دوازدهم،بهار
2- نياکوئي،امير،تحولات اخير خاورميانه و شمال آفريقا:ريشه ها و پيامدهاي متفاوت،فصلنامه روابط خارجي،زمستان 1390،شماره چهارم
3-قزويني حائري،ياسر،1390،سونامي در جهان عرب،انتشارات امير کبير
4-احمديان،حسن،1390،چشم انداز تغيير رژيم در يمن:چشم اندازها و پيامدها،سايت فصلنامه روابط خارجي
5-قربان اوغلو،جاويد،1390،چيستي و ماهيت جنبش هاي خاورميانه،ماهنامه پژوهشي،تحليلي،اجتماعي آيين،شماره 34و35
6-پويا،حسن،1390،مصر در کلام امام خميني(ره)، ماهنامه پژوهشي،تحليلي،اجتماعي آيين،شماره 34و35
7-برومند اعلم،عباس،1390،بن علي:صحنه گرداني ناموفق، ماهنامه پژوهشي،تحليلي،اجتماعي آيين،شماره 34و35
8- زيزي پاپا چاريسي،1390،ژورناليسم و شهروندي،ترجمه حسين حسني،مرکز آموزش و پژوهش همشهري

8- Osman,tarek.2010.Egypt on the brink from Nasser to Mubarak, Yale university Press.
9-Blaydes,Lisa.2011.Elections and Distributive Politics in Mubarak’s Egypt, Cambridge university press.

10.Goldestone,JackA.2011.UnderstandingTheRevolution2011,ForeignAffairs,May/June:http://foreignaffair.com/articles/67694

11-Gause,F.Gregory. 2011.Why Middle East Studies Missed The Arabs Spring, Foreign Affairs, July/Augest.

12-Anderson,Lisa.2011.Demystifying The Arabs spring, Foreign affairs.

13-alexander,Christopher,2010,Tunisia:stability and Reform in the Modern Maghreb,Routledge.
14-hellyer,H.A,2011,cario:A Tale of Three Protests,May,16,Foreign policy
15-freedom House ,freedom in the world -Tunisia(2010)accssed in Jan,23-20

بخش سوم
شکل گيري جامعه شبکه اي و انقلاب در تونس و مصر

مقدمه
از آنجاکه ملت مجبور است نوشته هاي آزاد را غير قانوني بداند،عادت بر آن مي شود که هر چيز غير قانوني را آزاد،آزادي را غير قانوني،و آنچه را قانوني است نا آزاد بداند
.
تحولات تکنولوژيکي با ايجاد فضاي مجازي دنياي کوچکي را به وجود آورده اند که جنبه هاي مختلف زندگي خصوصي و اجتماعي را تحت تاثير قرار داده ،انقلابي که در فنون ارتباطي و اطلاعاتي به وجود آمده، شکل گيري يک نظام ارتباطي جديد مبتني بر زبان همگاني ديجيتالي بنياد مادي جامعه را چنان دگرگون کرده که هيچ گونه انزواگزيني و کناره گيري را بر نمي تابد و حتي دور افتاده ترين و سنتي ترين جوامع نيز از بستن مرز هاي خود بر روي جريان ها و شبکه هاي جهاني ناتوان هستند. پيشرفت هاي تکنولوژي بشر امروزي در عرصه ارتباطات به طور بي نظيري جهان را کوچک و فشرده کرده است. از اين رو حجم بالاي اطلاعات و دانش هاي تازه به راحتي از طريق شبکه هاي اطلاعاتي در دسترس همگان قرار مي گيرد و اين ميزان عظيم و متراکم توليد، توزيع و به کار گيري اطلاعات دنياي فعلي را به دنياي اطلاعات گرا تغيير داده است، افزايش اطلاعات، دانش و آگاهي سبب ظهور نخبگان جديدي شده است که از سطح تخصص و آگاهي بالايي برخوردار بوده و دانش استفاده از تکنولوژي امروزي را دارا مي باشند اما اکنون شاهد بروز دو نسلي هستيم يک نسل در فضاي گذار ميان تکنولوژي قديمي ارتباط که معمولا يک سويه و يک طرفه بود اما آگاه با تکنولوژي امروزي و آگاه شده به فضاي مجازي، و ارتباط هاي چند سويه، اين نسل همان نسل پدران و مادران همين جوانان هست اين نسل در ميان تفکر قديم و جديد در حال پل زدن است بين انديشه قديم و ارتباط هاي تک سويه که دوران کودکي را در آن سپري کرده و انديشه جديد و نسل جديدي از ارتباط هاي مجازي که در دوران ميانسالي با آن روبرو شده است و در حال پردازش آن در ذهن خود هست که مي تواند ارتباطي با آن برقرار نمايد و پلي احداث نمايد. و در مقابل نسلي که، نسل فضاي مجازي مي باشد در اين فضا زندگي مي کند و مي آموزد. نسلي که در فضاي ارتباطي چند سويه به دنيا آمده و در حال رشد است به بازي کردن در اين فضا و قواعد اين فضا آشنا شده و از اين فضاي مجازي به عنوان ابزاري براي پيشبرد برنامه هاي خود استفاده مي کند. نسلي که يک کنش سايبر دارد و حتي اعتراض خود را در محيط سايبر انجام مي دهد نسلي هست که به مانند نسل گذشته تفکر نمي کند و مدرن مي انديشد.
ظهور و رشد اين فناوري ها سبب افزايش سطح سواد و از ميان رفتن فاصله يا شکاف اطلاعاتي شده، افزيش سطح سواد که به عنوان مثال در کشور تونس از 60 درصد با سواد در سال 1995 به 74.3 درصد در سال 2004 رسيد و در سال 2007 نيز 7.1 درصد از بودجه کشور به آموزش و پروش اختصاص يافته بود. همچنين بر اساس گزارش يونيسف تعداد تحصيل کردگان بين سنين 14 تا 24 سال در کشور تونس به 98 درصد مي رسد. در مصر نيز همچنين سطح سواد از 51.4 درصد در سال 1995 به 71.4 درصد در سال 2005 مي رسد. همين افزايش تعداد تحصيل کردگان سبب مي شود که طبقه اي از نخبگان جديد پديد آيد که از سطح شناخت و آگاهي بسيار بالايي نسبت به اين فناوري برخوردار بوده که خود باعث مي شود که تغييراتي را در بافت اجتماعي شاهد باشيم. ديگر اين نخبگان جديد اطلاعات مهندسي شده از سوي دولتها را پذيرا نمي باشند همين امر سبب شکسته شدن انحصار دولتي در مهندسي افکار عمومي شده، بروز اين امر موجب آشکار شدن ناتواني اين دولت ها در مديريت کشور مي باشد. نمونه ي اين ناتواني را در کشورهاي خاورميانه در طي سال هاي 2011-2012 شاهد بوديم،منطقه اي که که حکومت هاي آن بر منطق زور و بسيج اجتماعي و بحران سازي و دشمن تراشي استوار بوده، توسط يک عامل قدرتمند رسانه اي امروزه در حال از دست دادن مشروعيت و حاکم شدن منطق ديگري و آن هم منطق عصر اطلاعات، منطق شبکه سازي و آشکارگي سرکوب و در نتيجه آن کاهش توان سرکوب گري براي دولت ها هست.

فصل اول:جامعه شبکه اي در

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید