کند.(جهانشاهي،1390)
جامعه ي مجازي معمولا به معناي شبکه ي الکترونيکي ارتباطات متقابل است که محدوده اش را خود تعريف مي کند و پيرامون هدف يا علاقه ي مشترکي تشکيل شده است.چنين جوامعي ممکن است همانند سيستم هاي کنفرانس يا بولتن بور نسبتا رسمي باشند يا اينکه به گونه اي خود جوش توسط شبکه هاي اجتماعي ايجاد شده باشند که براي ارسال و دريافت پيام در يک الگوي زماني انتخاب شده با شبکه ارتباط بر قرار مي کنند .در اواسط دهه ي 90 ،دهها هزار از اين جوامع در سراسر جهان وجود داشت که اکثرا در ايالات متحده مستقر بودند ولي به گونه روز افزوني گستره اي جهاني يافتند .يکي از ويژگي هاي بر جسته ي اين شبکه ها آن است که از نظر کساني که در آن مشارکت دارند بسيار زود گذر هستند .در حاليکه يک کنفرانس يا سيستم تابلوي اعلانات ممکن است براي مدتي طولاني حول محور هسته اي از کاربران که خود را وقف کامپيوتر کرده اند ادامه پيدا کند.(ون دايک،يان،2005)
بيشتر افراد به صورت پراکنده در اين ارتباطات شرکت مي کنند و اکثرا به دليل تغير سليقه يا برآورده نشدن انتظارات از شبکه اي خارج و به شبکه اي ديگر وارد مي شوند .به اعتقاد کاستلز در اين جوامع مجازي دو گروه بسيار متفاوت زندگي مي کنند ؛اقليت کوچکي از روستاييان الکترونيکي که در قلمرو الکترونيک زندگي مي کنند و جمعييت متغيري که براي آنها يورش اتفاقي به شبکه هاي مختلف،همسنگ اکتشاف گذراي چند ساخت مختلف است.(کاستلز،1388)
سيستم ارتباطي نوين زمان و مکان را که جنبه هاي بنيادين زندگي بشر هستند ،اساسا دگرگون مي سازد .مناطق از معناي فرهنگي،تاريخي و جغرافيايي خود تهي مي شوند و در شبکه هاي کارکردي يا کولاژهاي تصويري گنجانده مي شوند که فضاي جريان ها را که جايگزين فضاي مکان ها مي شود ،ايجاد مي کنند .در سيستم ارتباطي نوين که گذشته،حال و آينده را مي توان به گونه اي برنامه ريزي کرد که در يک پيام با يکديگر مرتبط شوند .ديگر زمان معنايي ندارد . فضاي جريان ها و زمان بي زمان بنيان هاي مادي فرهنگ جديد هستند.
پارادايم تکنولوژي اطلاعات و شکل ها و فرايند هاي اجتماعي که از فرايند کنوني دگرگوني تاريخي نشات گرفته اند به همراه يکديگر در کار دگرگون ساختن مکان و زمان هستند .با اين حال وضعيت واقعي اين دگرگوني با برداشت هاي متعارف از موجبيت تکنولوژيک تفاوت هاي بسيار دارد.(کاستلز،1388)
سيستم هاي مخابراتي پيشرفته مي توانند امکان پراکنده شدن خدمات(صنعتي،انرژي،توليدي،اقتصادي و……)را در سراسر جهان فراهم کنند.
شهر جهاني يک فرايند است ،فرايندي که مراکز توليد و مصرف خدمات پيشرفته ،و جوامع محلي وابسته به آنها در شبکه اي جهاني به يکديگر متصل مي شوند و در عين حال،بر مبناي جريان هاي اطلاعات ؛به پيوند خود با پس کرانه هايشان اهميت کمتري مي دهند(نش،1388) .
عصر اطلاعات شکل جديدي از شهر را ايجاد کرده است که شهر اطلاعاتي نام دارد .ماهيت جامعه ي نوين که بر مبناي دانش استوار است و پيرامون شبکه ها سازمان يافته و تا حدي از جريان ها تشکيل شده است ،شهر اطلاعاتي نه يک شکل بلکه يک فرايند است،فرايندي که سلطه ي ساختاري فضاي جريان ها ويژگي آن است.(کاستلز،1384)
ويژگي بارز ،ارتباط جهاني و قطع ارتباط محلي است که ابر شهر ها را به ريخت شهري جديدي تبديل مي کند.ابر شهرها مجتمع هاي نا پيوسته اي از مکان هاي چند پاره،قطعات کارکردي و بخش هاي اجتماعي هستند.ابر شهرها نقاط ارتباط و مراکز قدرت شکل-فرايند فضايي جديد عصر اطلاعات هستند؛فضاي جريان ها.(بيليس،اسميت،جلد دوم،1388)
انقلاب فناوري اطلاعات و ارتباطات موجب گرديده است تا مرزهاي ملي کم رنگ شود و امکان ارتباط آني مجازي در دورترين نقاط جهان فراهم گردد.برخي معتقدند اين امر تحولي اساسي در مفاهيم سنتي فضا،زمان و مکان به وجود آورده است،به گونه اي که شاهد فشردگي فضا-زمان هستيم.مهمترين نتيجه ي انقلاب فناوري اطلاعات و ارتباطات شکل گيري “فضاي جريان ها “مي باشد.به زبان ساده، فضاي جريان ها به معناي امکان حضور مجازي هم زمان در سر تا سر کره ي زمين است اگر بخواهيم فضاي جريان ها را بهتر درک کنيم بايد به مفهوم “فضاي مکان ها” توجه کنيم.فضاي مکان ها در واقع زندگي روزمره و کنش مکان مند افراد در مکان هاي معين است همانند تظاهراتي که در خيابان ها صورت مي گيرد اما بايد توجه داشت که فضاي جريان ها،فضاي کنش عملي به معناي عمل در مکان نيست بلکه کنش معنادار و آگاهي بخش است.اينترنت به عنوان اصلي ترين و مهمترين حوزه ي فضاي جريان ها،نمونه اي عالي براي نمايش قدرت کنش انساني در فضاي جريان هاست.در حالي که هر گونه اعتراض سياسي-اجتماعي بايد در حوزه ي يک مکان معين مثلا خيابان صورت بگيرد،آگاهي بخشي در خصوص موضوع مورد اعتراض و نيز هماهنگي شيوه هاي اعتراضي در حوزه ي فضاي جريان ها و در راس آن اينترنت صورت مي گيرد.(واعظي،1390:160)

گفتار پنجم:ارتباطات در عصر جهاني شدن
يکي از ويژگي هاي منحصر به فرد دنياي امروز،وجود ارتباطات وسيع و گسترده انساني است.گسترش ارتباطات به ويژه ارتباطات الکترونيک،جامعه جديد را چنان از جوامع پيشين متمايز ساخته که عصر نو را عصر ارتباطات و جامعه امروز را جامعه اطلاعاتي خوانده اند ومهمترين ابزارهاي دسترسي به اهداف تلقي مي شوند.رسانه هاي جديد درميان تمامي ابزارها و فنون جديد،بيشترين تاثيرات را دارند.(رشکياني،1389)
در عصر حاضر،رشد فناوري ديجيتالي موجب تغييرات شگرفي در وسايل ارتباطي و رسانه ها و نحوه انتقال پيام شده است.يکي از مهمترين اين ابزارهاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي درچنين جامعه اي رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي است که به عنوان عنصر کليدي در ارتباطات ،نقشي بس مهم ايفا مي کنند. يکي از اين رسانه ها در عصر ارتباطات و اطلاعات که کاربردهاي روزافزوني در ميان خيل گسترده جامعه امروزين پيدا کرده،تلفن همراه است تلفن همراه به عنوان يک ابزار نوين ارتباطي،داراي کارکردهاي گسترده اي در حوزه هاي گوناگون اقتصادي،سياسي،اجتماعي و فرهنگي است.تلفن همراه به عنوان يک ابزار نوين ارتباطي داراي کارکردهاي متنوع بسياري نظير دوربين عکاسي و فيلم برداري،ارسال و دريافت پيام،سرعت انتقال پيام،امکان ارسال عکس و فيلم،قابليت ضبط،دريافت امواج راديو و تلويزيون،امکانات رايانه اي،اتصال به شبکه و ……..است.(رشکياني،1389)
(…امروزه نقش تلفن همراه،از يک وسيله و ابزار ارتباطي ساده فراتر رفته و کارکردهاي منتوع و گسترده اي در عصر اطلاعات دارد. يکي از کارکردهاي تلفن همراه ارسال و دريافت پيام کوتاه است. که يکي از بزرگترين کارکردهاي پيام کوتاه برقراري ارتباط با ديگران و تقويت شبکه اجتماعي و يا ايجاد شبکه جديد است.يکي از بزرگترين کارکردهاي پيام کوتاه کارکرد سياسي است.حجم بسيار گسترده اي از پيام هاي کوتاه داراي مضمون سياسي است.
مبادله کنندگان پيام کوتاه مي توانند يک شبکه اجتماعي مجازي ايجاد کنند.اين شبکه ها داراي ظرفيتي بالا هستند و قادرند پيامي را در زماني بسيار کوتاه در سراسر کشور و لايه هاي مختلف مردم پخش کنند…)(عاملي،1385:17)

قابليت بلوتوث و امکان ارسال عکس و فيلم هم باعث ايجاد شکل جديدي از ارتباط و انتقال پيام در بين مردم است،در اين سرويس به اشتراک گذاردن عکس ها بيش از کيفيت عکس ها مد نظر است.
(…در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتي و ارتباطي معروف است،بخش عظيمي از جامعه پذيري نسل ها از طريق رسانه ها انجام مي شود.
رسانه ها به وسايلي که انتقال پيام ها از فرستنده يا فرستندگان به مخاطب يا مخاطبان گفته مي شود که شامل روزنامه،کتاب،راديو،تلويزيون،ماهواره،تکنولوژي هاي نوين ارتباطات و اطلاعات و اينترنت و …..است.اين وسايل داراي ويژگي هايي مانند پيام گيران ناآشنا،سرعت عمل زياد و تکثير پيام هستند..)(دادگران،1384:6)
يان رابرتسون جامعه شناس،معتقد است که از اوايل قرن 20 رشد و گسترش تدريجي رسانه هاي جمعي و وسايل ارتباطي چنان بر زندگي بشر سايه افکند که اثرات مثبت و منفي فراواني بر زندگي بشر گذاشته است.از همه مهمتر اينکه در عصر کنوني با ظهور اينترنت و تکنولوژي هاي ارتباطات و اطلاعات و به ويژه اينترنت فضاي ارتباطات و تاثير گذاري آنها،توسعه ي زيادي يافته است.به طوري که ماهم اکنون،تحت تاثير اين رسانه هاي نوين “دهکده جهاني”به سر مي بريم.به عبارتي مخاطبان جهاني رسانه ها و نسل هاي کنوني در معرض انتشار و نمايش پيام هاي متنوع رسانه اي قرار دارندو پيام هايي را دريافت مي کنند که مي تواند سنت ها و الگوهاي فرهنگي، اجتماعي و نسلي جوامع و همچنين روابط نسلي آنها را دست خوش چالش و دگرگوني کند.(رابرتسون،1374)
در پي رشد تکنولوژي هاي نوين ارتباطي ما شاهد اهميت يافتن نقش ارتباطات در زندگي روزمره و در پي آن تشکيل جهاني مجازي در رابطه با اين تکنولوژي ها و موازي با دنياي سنتي مي باشد. در اين پارادايم است که روابط اجتماعي و به تبع آن جنبش هاي اجتماعي نيز وارد فاز جديدي مي شوند و نمود خود را در دنياي مجازي نيز پيدا مي کنند. در فضاي مجازي،انسان با سرزميني بي حد و مرز و چند فرهنگي و در عين حال برخوردار از فضاي واحد مواجه است .فضايي است با قاعده هاي خاص،در عين حال خالي از هر نوع قانون و ضابطه عقلاني است.

فضاي مجازي،فضايي است با جهت گيري هاي مشخص و در عين حال فارغ از هر نوع جهت گيري هاي ماندگار و هزاران خصيصه متضاد که هم در درون اين فضا جمع شده اند و هم در مواجه با جهان خارجي موجب توليد تضاد و متناقض مي شود.(ساعي،1389)
رابطه در فضاي مجازي در موقعيت خصوصي صورت مي گيرد و از اين جهت نوعي گمنامي و نا شناسي را براي فرد فراهم مي آورد.اينترنت با فضاي مجازي در معرض جنبش هاي اجتماعي گوناگون در مقابل دولت هاي ملي نقش مهمي را ايفا مي کند به کمک اينترنت ديگر مخاطب منفعل نيست که فقط نظاره گر صرف محتواي برنامه هاي رسانه اي باشد بلکه قدرتي کسب کرده است تا به سرعت به محتواي موجود بازخورد نشان دهدو در نحوه ي توليد محتوا تاثير گذار باشد و حتي خود به توليد محتوا نيز بپردازد. به واسطه ي اين امکانات گروه ها و جنبش هايي که سابقا قادر به بازنمايي خود و مشارکت در توليد محتوا در رسانه ها نبودند و توسط قدرت موجود به حاشيه رانده شده بودند تا حدي مي توانند صدا و حضور خود را قابل شنيدن کنند و مي توانند از فضاي مجازي به عنوان ابزاري براي نشر و گسترش فعاليت هاي فرهنگي،اجتماعي و سياسي خود استفاده کنند به ويژه گروه هاي حاشيه اي مي توانند به سکويي دست يابند تا خود را متجلي سازند و اين امر بسياري از سياست هاي حاکم را به چالش مي کشد. در اين ميان اينترنت به دليل در نورديدن مرزهاي ملي،قدرت دولت هاي حاکم را کم اثر ساخته و ارتباطات انساني را گسترش داد ه و گروههاي مختلف انساني را در جوامع مختلف در ارتباط با يکديگر قرار داده است.(انصاري،1390)
اينترنت در عصر اطلاعات داراي کارويژه هاي متمايزي است براي معترضان که از آن ميان مي توان به:
1-شبکه اي شدن درون يک جنبش به منظور استفاده از اينترنت براي جمع آوري و پخش اطلاعات براي فعالان جنبش
2-شبکه سازي بين جنبش ها و گروه هاي اجتماعي،برقرار کردن ارتباط با ديگر گروه ها و جنبش ها
3-جنبش هاي مجازي،فضاي مجازي را به عنوان سکويي براي فعاليت هاي کاملا مجازي که شامل مخالفت هاي الکترونيکي مانند :نافرماني هاي مدني،مخدوش کردن تصوير ديگران،انگ زني و……اشاره کرد.(rasaneh.ir)

پي نوشت
1-کاستلز،مانوئل1385.عصر اطلاعات،ترجمه ي احمد عقيليان،تهران،انتشارات طرح نو
2-نش،کيت،اسکات،آلن،1388،راهنماي جامعه شناسي،تهران،انتشارات

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید