راهبردي
3-ساعي،منصور،1389،نقش رسانه ها در انتقال ارزش ها و پديده شکاف هنجاري ارزش نسل ها،موسسه آموزش و پرورش همشهري
4-دهقان،عليرضا،1378،بررسي تاثير رسانه ها بر افکار عمومي،نامه علوم اجتماعي
5-کلانتري،مريم،1389،جامعه اطلاعاتي و هويت،موسسه آموزش و پرورش همشهري
6-ابراهيم آبادي،مريم،1388،جامعه اطلاعاتي و تحول الگوي آموزش،موسسه آموزش و پرورش همشهري.
7-جهانشاهي،اميد،1390،خبرنگاري شبکه اي،موسسه آموزش و پژوهش همشهري
8-سلطاني فر،محمد،1390،انقلاب توييتري،مرکز پژوهش هاي همشهري
9-رشکياني،مهدي،1389،رسانه هاي شخصي،مرکز پژوهش هاي همشهري-فناوري نو
10- واعظي، محمود(1390). بحران هاي سياسي و جنبش هاي اجتماعي، تهران:انتشارات دفتر مطالعات سياسي و بين المللي
11- عاملي،سعيدرضا،1385،فردگرايي جديد و تلفن همراه:تکنولوژي فردگرايي وهويت،تهران،انتشارات آگاه.
12-دادگران،سيد محمد،1384،مباني ارتباط جمعي،تهران،نشر مرواريد فيروزه،چاپ هشتم.
13-کاستلز،امانوئل،1380،عصر اطلاعات،ترجمه:احمد عليقليان،افشين خاکباز،جلد 1،تهران،طرح نو
14-کاستلز،امانوئل،1384،کاستلز،امانوئل و مارتين اينس(گفت و گوهايي با امانوئل کاستلز)،ترجمه ي ليلا جوافشاني و حسن چاوشيان،تهران،نشر ني
15-کاستلز،امانوئل،1385،عصر اطلاعات:اقتصاد،جامعه و فرهنگ، ،ترجمه ي احد عليقليان،افشين خاکباز،حسن چاوشيان،تهران،طرح نو،چاپ پنجم، جلد 3،پايان هزاره

16–بيليس،جان،استيو اسميت،1388،جهاني شدن سياست؛روابط بين الملل در عصر نوين،ترجمه:ابوالقاسم راه چمني،موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين الملل ابرار اجتماعي آيين،شماره 34،ويژه نوروز1390
17-استانفورد کوهن ،آلوين،1388،تئوري هاي انقلابترجمه:،عليرضا طيب،تهران،نشر قومس
18-بشيريه،حسين،1374،انقلاب و بسيج سياسسي ،دانشگاه تهران،تهران
19-نياکوئي،امير،تحولات اخير خاورميانه و شمال آفريقا:ريشه ها و پيامدهاي متفاوت،فصلنامه روابط خارجي،زمستان 1390،شماره چهارم
20-کيا،علي اصغر،نقش شبکه هاي اجتماعي در انقلاب تونس،فصلنامه سياسي-اقتصادي،1390،شماره 283
21-انصاري،محمد مهدي،ويژگي ها و الزامات عصر مديا کراسي،وب گاه رسانه،1390،تهران
22-ونت،الکساندر،1386،نظريه اجتماعي سياست بين الملل،ترجمه:حميرا مشيرزاده،دفتر مطالعات سياسي و بين المللي،تهران
23-رابرتسون،يان،1374،درآمدي بر جامعه،(با تاکيدبر نظريه هاي کارکردگرايي،ستيز و کنش متقابل نمادي)،ترجمه:حسين بهروان،چاپ دوم،مشهد،نشر آستان قدس رضوي
24- زيزي پاپا چاريسي،1390،ژورناليسم و شهروندي،ترجمه حسين حسني،مرکز آموزش و پژوهش همشهري
25_ ون دايک،يان،2005،جامعه شبکه اي:ابعاد اجتماعي رسانه جديد،ترجمه:احمد محمد پور،مهدي رضايي،دانشگاه تهران
26-گيدنز،آنتوني،جاممعه شناسي،ترجمه چاوشيان،تهران،1390
27-Harvey,d.1989:the condition of postmodernity.Blackwell:Oxford

بخش دوم
روند شکل گيري انقلاب
در تونس و مصر

مقدمه
حکومت را مي توان به زور سر نيزه به دست آورد،ولي براي نگه داشت حکومت به جاي سر نيزه بايد به افکار عمومي تکيه کرد

خاورميانه در طول تاريخ همواره يکي از کانون هاي عمده ي بحران در جهان بوده و در برخي دوره هاي تاريخي،نقاط عطف تحولات در عرصه جهاني در خاورميانه شکل گرفته و پايان پذيرفته است.از سال 2010 در منطقه خاورميانه شاهديم منطقه اي که حکومت هاي آن بر منطق زور،بحران سازي و دشمن تراشي استوار بوده توسط يک عامل قدرتمند رسانه اي در حال از دست دادن مشروعيت وحاکم شدن منطق ديگري وآن هم منطق عصر اطلاعات،منطق شبکه سازي و آشکارگي سرکوب و در نتيجه ي آن کاهش توان سرکوب گري است.
تحولات رخ داده در منطقه ي خاورميانه از کشور تونس آغاز شده و کماکان به صورت دومينووار به حرکت خود ادامه مي دهد .مردم کشورهاي اين منطقه ساليان سال زير يوغ ديکتاتوري هاي پادشاهي بوده اما در عصر حاضر با بهره گيري از فناوري هاي هزاره ي سوم بالاخص شبکه هاي مجازي به اعتراض و قيام در مقابل ديکتاتوري ها برخاسته اند،با استفاده از مولفه هاي جديد عصر اطلاعات همچون انقلاب اطلاعات و ارتباطات مردم منطقه توانايي ابراز نارضايتي هايشان را از طريق کانال هاي ارتباطي جديد يافته اند،تحولات اخير در کشورهايي رخ داده است که ازلحاظ اقتصادي،سياسي،اجتماعي و فرهنگي داراي زير ساخت هاي مشترک هستند و اين خود سبب حرکت دومينووارانقلاب در اين منطقه شده است.در بررسي انقلاب در دو کشور تونس و مصر با ويژگي هاي مشترک بسياري در ساختارها مواجه ايم که اين بخش به بر شمردن اين ويژگي ها و ساختارها پرداخته است.

فصل اول: انقلاب در تونس

گفتار اول:تونس در دوران زين العابدين بن علي وتعميق اقتدارگرائي سياسي در تونس
روند تحولات در تونس در يک ماه به سرانجام رسيد که نقطه ي عطف اين تحولات در روز 17 دسامبر 2010 آغاز و در روز 14 ژانويه 2011 با فرار رئيس جمهور زين العابدين بن علي به پايان رسيد.
انقلاب تونس همچون ساير انقلاب هاي مردمي بيانگر به حداقل رسيد ن مشروعيت نظام حاکم بود؛نظامي که 23 سال بر سرير قدرت بوده و در طي اين دوران به قلع و قمع شديد افراد ،احزاب ،ايدئولوژي ها و نيروهاي اپوزيسيون پرداخته است از اينروست که اين خيزش و تحولات ناشي از آن جالب توجه است چرا که به رغم اين فشار ها تونس به با ثبات ترين کشور آفريقايي معروف بود و در طول دوران 23 ساله ي حکومت بن علي هيچ گاه شاهد چنين حوادثي نظير اين اعتراضات نبوده است اما به يکباره شاهد موجي خروشان از اعتراضات مردمي-خياباني بي سابقه شد که پايان بخش آن عزل بن علي بود.(برومند اعلم،1390)
انقلاب تونس البته اگر بتوان آن را انقلاب ناميد تحولي تماما مردمي بود که هيج کشور ،حزب يا مجموعه ي سياسي -فکري-اجتماعي آن را هدايت نمي کرد و مردم حاضر در اين اعتراضات به حزب يا ايدئولوژي فکري،سياسي خاصي وابسته نبودند و هيچگونه نماد،پرچم يا عکس را به همراه خود درطول روند اعتراضات به همراه نداشتند.
به دليل فشار هاي شديد حکومتي در دوران بن علي ،افراد و احزاب مخالف در تونس و خارج از آن بسيار ضعيف بودند و از قاعده ي مردمي بودن هم برخوردار نبودند در نتيجه اين احزاب قادر به کشيدن مردم به خيابان ها و رهبري اين خيزش و اعتراض نبورند.
تونس در سال 1956 استقلال خود را از فرانسه به دست آورد ،از آن زمان تا روز 14 ژانويه 2011 ،حزب گردهمايي قانوني که نقش اصلي را در استقلال تونس بازي کرد،حکومت را در دست داشت.
حبيب بورقيبه که رهبري حزب را در دست داشت در سال 1987 با کودتاي بدون خون ريزي نخست وزرير خود،زين العابدين بن علي،سرنگون شد.
بورقيبه ناسيوناليستي سکولار بود که مدرنيزاسيون اقتصادي و اجتماعي را در صدر اولويت هاي خود قرار داد و در گسترش حقوق زنان و توسعه ي اقتصادي تا حدودي موفق بود .زين العابدين بن علي نيز خط مشي اقتصادي و اجتماعي بورقيبه را از سال 1987 تا زمان فرار از کشور دنبال کرد.اما فضاي سياسي در دوره ي زين العابدين بن علي بسته تر و دولت خصيصه ي پليسي بارزتري داشت.(نياکوئي،1390)
نظامي که زين العابدين بن علي تاسيس کرد ،رئيس جمهور را در مقام ديکتاتوري قرار مي داد .در اين نظام رئيس جمهور کابينه،نخست وزير،حاکمان مناطق و رئيس سازمان رسمي نظارت بر انتخابات را تعيين مي کرد .رشد اقتدارگرايي در طول دوران زين العابدين بن علي به گونه اي بود که بسياري ديکتاتوري او را شديد تر از بورقيبه مي دانستند.
زين العابدين بن علي در آخرين اصلاحات قانون اساسي که در سال 2002 به رفراندوم گذاشته شد ،محدوديت سه دوره اي نامزدي براي رياست جمهوري لغو شد و حداکثر سن نامزدهاي رياست جمهوري از 70 سال به 75 سال افزايش يافت.اين اصلاحات براي ابقائ حکومت در دستان زين العابدين بن علي انجام شد.اصلاحات 2002،علاوه بر تسهيل نامزدي مجدد زين العابدين بن علي و تمديد رياست جمهوري وي،شرايط دشواري براي نامزدي رقباي وي به بار آورد؛از جمله اين شرايط اين بود که:نامزد رياست جمهوري بايد در شوراي رهبري يکي از احزاب قانوني حداقل به مدت 2 سال عضو بوده باشد و يا آنکه بتواند موافقت 30 تن از قانون گذاران و اعضاي شوراهاي محلي را کسب کند. قدرت شخصي شده ويژگي مهم حکومت زين العابدين بن علي بود.
در رژيم زين العابدين بن علي ،قدرت شخصي مانند بورقيبه از کانال حزب قدرتمند حاکم اعمال مي شد ،حزبي که تقريبا نمي شد آن را از ارگان هاي دولت متمايز کرد و با نهاد دولت کاملا در هم آميخته بود.اين حزب از مزايا و امتيازات بالايي بهره مند بود به گونه اي که براي در قدرت ماندن نيازي نبود که تنها حزب قانوني کشور باشد .در واقع در تونس احزاب ديگري نيز به صورت قانوني وجود داشتند ،اما قواعد بازي سياسي در اين کشور به گونه اي بوده که احزاب ديگر ،به تنهايي يا حتي در ائتلاف با هم نمي توانستند جايگزين حزب حاکم شوند.همچنين موانع جدي براي مشارکت واقعي در اين کشور به چشم مي خورد. (alexander,christopher,36:2010)
بدين وجه ،نظام سياسي بسته ي تونس ،از سال 2002 بسته تر شد و آزادي هاي مدني وسياسي به خصوص از 11 سپتامبر 2001 و اعلام حمايت تونس از جنگ عليه تروريسم به طور کامل قرباني شد.در چنين شرايطي رسانه هاي مستقل،روزنامه نگاران و وبلاگ نويساني که انتقاداتي عليه دولت مطرح مي کردند ،سرکوب،شکنجه ،اخراج و با ممنوعيت خروج از کشور مواجه شدند. در سال 2010 ،کميته حمايت از روزنامه نگاران ،تونس را از جمله 10 کشور ناامن جهان براي وبلاگ نويسان رتبه بندي کرد.
(freedom House,2010)
تنها جنبه ي مثبت کارنامه ي زين العابدين بن علي،در عرصه ي آزادي هاي اجتماعي بود .از جمله مهمترين برنامه هاي بورقيبه و زين العابدين بن علي،آزاد سازي زنان و اعطاي حقوق برابر به آنها بود. در سايه ي نظام زين العابدين بن علي ،اقليت هاي يهودي و مسيحي با آزادي کامل مناسک ديني خود را اجرا مي کردند و از حقوق برابر با مسلمانان برخوردار بودند.
از جمله مسائل لازم به توجه در دوران پس از خيزش تونس ،وضعيت اقتصادي اين کشور است.
تونس نسبت به شرايط و پتانسيل هاي خود به عنوان کشوري کوچک که از منابع زير زميني گسترده اي بهره مند نيست نسبت به ديگر کشورهاي شمال آفريقا يا عربي ،شرايط بسيار بهتري داشت.
ژاک شيراک رئيس جمهور وقت فرانسه به رشد اقتصادي تونس، لقب معجزه ي اقتصادي داده بود اما اين معجزه نامتوازن بود و سراسر کشور را در بر نمي گرفت.
از منظر شاخص هاي اقتصادي اجتماعي ،بايد اذعان کرد که پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي در تونس در دوران پس از استقلال انجام گرفت.در اين کشور 95 درصد جمعيت به آب آشاميدني و برق دسترسي دارند.ثبت نام در مدارس ابتدايي تقريبا 100 درصد است و اين حاکي از نظام آموزشي پيشرفته در اين کشود است .(احمديان،1390)
علاوه بر اينها بانک جهاني در سال 2000 اعلام کرد که تونس بهترين کارآمدي را در منطقه خاورميانه و آفريقاي شمالي از اواخر دهه ي 1980 استمرار بخشيده است.دولت تونس همچنين در طي ساليان گذشته ،به برخي اقدامات اصلاح گرايانه اقتصادي،مانند خصوصي سازي بنگاه هاي دولتي،تشويق سرمايه گذاري هاي خارجي،مشوق هايي براي بخش خصوصي و قطع يارانه ها و هزينه هاي دولتي که در گذشته بودجه هاي دولت را تشکيل مي دادمبادرت ورزيد.گرچه تحولات فوق در نگاهي اجمالي ،تصويري کاملا مطلوب را نمايان مي کند اما نگاهي دقيق به اوضاع اقتصادي تونس ،چالش ها ي عمده اي را مشخص مي کند .در واقع اگر چه اصلاحات فوق در طي دوران زين العابدين بن علي گسترش يافت ،اما اين اقدامات ،نابرابري هاي اقتصادي را تشديد و زندگي را براي فقرا دشوارتر کرد و البته فرصت هايي را براي برخي کار آفرينان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید