است که به شهروندان معمولي امکان دهيم تا از طريق شبکه هاي مجازي به طور بالقوه به يک “دروازه‌بان” يا “ناظر” تبديل شوند و سرمايه اجتماعي را که پيشتر در اختيار رسانه‌هاي جريان غالب بود، به خود تخصيص دهند(Zizi Papacharissi , 2009).

گفتار سوم:انقلاب ها در عصر جهاني شدن
به نظر جان فوران که از جمله جامعه شناسان تحليل گر در حوه ي خاورميانه و امريکاي لاتين
است:انقلاب تاريخ طولاني را پشت سر گذاشته است اما به نظر نمي رسد که در مناطقي مانند ساحل غربي رود اردن و غزه ،مکزيک،الجزاير يا پرو به پايان رسيده باشد شايد هم انقلاب در بسياري مناطق ديگر همچون مصر ،زئير پشت دروازه هايشان باشد شايد گفتمان انقلاب در حال تغيير است ،ممکن، خاستگاه ها و کانون هاي بين المللي در حال جا به جايي باشد ،شايد کنشگران و فعالان انقلاب در حال عوض شدن هستند.در هر حال انقلاب تا پايان تاريخ با ما خواهد بود .چيزي که هست -به فرض فوکوياما -از نظر پنهان است.انقلاب ها را اغلب با توجه به مجموعه ي وسايل و هدف هاي آنها ،واستحاله هاي اجتماعي و سياسي چشمگيري که در ضمن و در پي بسيج نيروهاي توده اي روي مي دهد ،تعريف مي کنند.(فوران،1382)
انگاره ي انقلاب دو فرايند را با هم در مي آميزد که با هم موازي هستند و فقط گاهي اوقات با هم کنش متقابل دار ند :يکي ستيز نخبگان و ديگري حرکتهاي گاه به گاه توده ي مردم است.بسيج توده اي اغلب هنگامي روي مي دهد که بين نخبگان ستيزه ي شديد وجود دارد .کنش توده اي فقط هنگامي پيامدهاي ساختاري دارد که غير نخبگان بتوانند بر جريان ستيزه ي نخبگان اثر بگذارند وگرنه پيامد ساختاري آن قابل پيش بيني نيست. تاثيرهاي ساختاري بلند مدت کنش انقلابي توده اي را مي توان با مقايسه ي مباني سازماني قدرت نخبگان در قبل و بعد از انقلاب و شکل هاي سلطه ي سياسي و بهره کشي اقتصادي نخبگان از غير نخبگان ارزيابي کرد .(فوران،1382)
ستيز نخبگان ،غير نخبگان را به قيام تشويق مي کند و بر نتايج ساختاري کنش انقلابي توده اي تاثير قطعي دارد .غير نخبگان هم مانند نخگان نمي خواهند تيشه به ريشه ي خود بزنند وبه دنبال آنندکه از چند و چون ساختارها و ستيزه هاي اجتماعي آگاه شوند تا بدانند کي و کجا بسيج آنها اثر بخش است.آنها هم مانند نخبگان ،ممکن است در بازخواني ساختار اجتماعي دچار اشتباه شوند و در شرايط غير معمول محلي گشايش هاي چشمگيري را ببينند.
هر انقلاب در دراز مدت بر حسب اين نکته متبلور مي شود که نخبگان و غير نخبگان تا چه اندازه در ناتوان کردن ويا در دستيابي به سازو کارهاي شبه دولتي در سلطه و قبضه کردن کنترل از نخبگان شکست خورده،موفق مي شوند.(کوهن،1388)
در بررسي انقلاب هاي جهان سوم و خاورميانه با يکسري مولفه هاي اصلي مواجه مي شويم که بيشترين تاثير را در تبيين انقلاب هاي اين منطقه دارند که شامل :
1-توسعه وابسته که منظور از آن فرايندي است که به صورت رشد در درون محدوديت ها مشخص مي شود
2-حکومت سرکوبگر ،انحصارگراومتکي به شخص که اغلب با توسعه ي وابسته همراه است،سرکوب نيروهاي طبقه ي پايين وکنار زدن طبقه ي متوسط بالنده و نخبگان اقتصادي را در مشارکت در امور سياسي در پيش مي گيرد.
3-شکل گيري / تبلور فرهنگ هاي سياسي مقاومت
4-بحران انقلابي همراه با رکود اقتصادي
5-ارتباط باز با نظام جهاني يعني امکان نفوذ خارجي. (فوران ،1382)
انقلاب اطلاعات نقش هاي مختلفي که بازيگران در عرصه روابط بين الملل ايفا مي کنند را متحول کرده است.انقلاب اطلاعات نقش و عملکرد دولت ها و سياستگذاران آنها را به چهار شيوه ي عمده تغيير داده است.
نخست اينکه :حکومت ها به اطلاعات بيشتري دسترسي دارند و در واقع حکومت ها اطلاعات بسيار زيادي در اختيار دارند . فلج ناشي از فزوني اطلاعات خطري واقعي است و حکومت ها وسياست گذاران بايد ميان اطلاعاتي که اهمييت دارد و آنچه که چنين نيست تميز قائل شوند.
اين مشکل ،مسئله جديدي نيست .به گونه اي که مقامات امريکايي پيش از وقوع حادثه پيام هايي را شنود کرده بودند که درباره طرح ژاپن براي حمله به بندر پرل هاربر بود.
دوم:شبکه هاي جهاني به اين معناست که فرايند تصميم گيري مي تواند متمرکز يا غير متمرکز باشد. حکومت ها معمولا داراي فرايند تصميم گيري متمرکز هستند که سبب کاهش اهمييت سفرا و سفارتخانه ها مي شود .سفارتخانه ها اطلاعات را گرد آوري و به پايتخت هاي کشور متبوع خود ارسال مي کنندو در عين حال بيشتر مشغول ايفاي وظايف نمايندگي هستند .رهبران سياسي گاهي وسوسه مي شوند در امور جزئي دخالت کنند يا در مذاکرات اقتصادي در اقصي نقاط جهان شرکت کنند .البته دليل چنين امري اين نيست که آنها بر اساس اصول و منطق بايد چنين کنند بلکه دليل اصلي اين است که آنها مي توانند ،اما در شرکت ها فرايند تصميم گيري،به جزئ در موارد بسيار مهم ،غير متمرکز است.(کاستلز،1384)
سوم:شبکه هاي جهاني انحصار حکومت ها بر اطلاعات را از بين مي برند .شرکت ها،روزنامه گار ان و سازمان هاي غير دولتي در بيشتر موارد از دولت ها اطلاعات بيشتر و به هنگام تري دارند.سياستگذاران همانند ديگران براي کسب اطلاعات و تحليل ها به شبکه بي بي سي و سي ان ان اتکا مي کنند.
چهارم:شبکه هاي جهاني منجر به ايجاد شفافيت براي همه مي شوند و بنابراين سبب مي شوند مسئله مقابله با موضوعات جهاني مانند گرم شدن هواي زمين برجسته شده و مورد تاکيد قرار گيرد و به اين وسيله کشورها نتوانند به صورت يکجانبه درباره مشکلاتي که جهاني هستند تصميم گيري کنند.(کاستلز،1384)
يکي از پيامدهاي شکل گيري شبکه هاي جهاني ،پيدايش سازمان هاي غير دولتي به عنوان بازيگران قدرتمند است.نخستين بهره گيري از شبکه هاي جهاني سازمان دهي عظيم خبري،مانند بي بي سي و سي ان ان بودند که براي مخابره تحولات جهاني و تاثير گذاري بر آنها از اين شبکه ها استفاده مي کردند.
از آن مهمتر ،جهاني شدن ،گسترش سازمان هاي غير دولتي را در سراسر جهان سرعت بخشيد . شبکه هاي جهاني سازمان هاي غير دولتي را قادر مي سازد اطلاعات لازم را براي سازمان دهي مردم و گروه هايي که با اهداف آنها همدل بودند توليد و منتشر نمايند تا اين سازمان ها بتوانند به اهداف مورد نظر خود دست پيدا کنند.(مشيرزاده،1386)
انقلاب اطلاعات سياستگذاران را مجبور مي کند نقش هاي جديدي بپذيرند ،سياست ها و نهادهاي حکومتي جديدي ايجاد کنند تا بتوانند با شبکه هاي جهاني تعامل کنند.
شبکه هاي جهاني نه تنها سازمان هاي دولتي ،بلکه افراد را نيز قدرتمند مي کند .فناوري هاي جديد ممکن است اطلاعات خصوصي افراد را مورد تهديد قرار دهد و نفوذ گران (هکرها)مي توانند ويروس هاي رايانه اي را به وسيله شبکه اينترنت در سراسر جهان پخش کنند و در نتيجه شبکه ها را ناتوان و زمين گير کنند.
شبکه هاي جهاني ،حفظ اطلاعات و حريم خصوصي افراد را دشوار کرده اند .در عين حال اين شبکه ها به افراد قدرت تحقق اهداف مثبت يا منفي را نيز اعطا کرده اند.
چهار عرصه ي حقوقي و سياسي را که بيشترين تاثير پذيري را از انقلاب ارتباطات و شبکه ها پذيرفته اند: افراد ، محتواي شبکه ها ، زير ساخت هاي ارتباطات جهاني ، قواعد و مقررات جهاني.(بيليس،اسميت،1208:1388)
شبکه هاي جهاني ،انقلابي در عرصه ديپلماتيک و نظامي ايجاد کرده اند که شامل گرد آوري و تحليل اطلاعات؛فرايند تصميم گيري و به راه انداختن جنگ است.
شبکه هاي جهاني ،شبکه هاي ديجيتالي که در سراسر جهان گسترش دارند و امکان ارتباطات صوتي و اطلاعاتي را فراهم مي کنند که به شاه راه ها ي جهاني اطلاعات معروف مي باشند.شبکه ها ي جهاني ارتباطات نيروي محرک و پيش برنده ي فرايند جهاني شدن هستند.اين شبکه ها سياستگذاران را مجبور مي کنند خود را با چالش هاي جديد روابط بين الملل تطبيق دهند.فقط کافي نيست گفته شود شبکه هاي جهاني و اينترنت (همه چيز را تغيير خواهند داد)ما بايد مشخص کنيم چه تغييراتي موج هاي کوتاه مدت هستند و فقط از افزايش اطلاعات ناشي شده اند و چه تغييراتي بيانگر تحولات بنيادين در نحوه تعامل مردم،سازمان ها و دولت ها با يکديگر است.شبکه ها ي جهاني شدت وسرعت تعاملات را افزايش داده است.( بيليس، اسميت.جلد دوم،1209:1388)

گفتار چهارم:ظهور اينترنت و شبکه مجازي در عصر جهاني شدن
(…در دهه 70،پارادايم تکنولوژيک جديدي که بر محور تکنولوژي اطلاعات سازماندهي شده بود درامريکا شکل گرفت.تاکيد بر ابزار هاي فردي،تعامل،شبکه سازي و جستجوي پيشرفتهاي جديد تکنولوژيک گسستي آشکار از سنت محتاطانه دنياي شرکتها بود.انقلاب تکنولوژي به گونه اي نيمه آگاه از طريق فرهنگ مادي جوامع ما روحيه آزادي خواهانه را رواج داد که در جنبش هاي دهه ي 60 شکوفا شد.زماني که تکنولوژي نوين اطلاعات رواج يافت و توسط کشورها ،فرهنگ ها،سازمان هاو اهداف گوناگون به خدمت گرفته شد در همه ي کاربردها رشدي انفجار گونه يافت.
ايده ي اينترنت که در دهه ي 60 توسط وزارت دفاع امريکا در دوران جنگ سرد مطرح شد .معماري شبکه اي بود که از هيچ مرکزي قابل کنترل نيست و از هزاران شبکه کامپيوتري مستقل تشکيل شده است که راههاي بسياري براي برقراري ارتباط و پشت سرنهادن موانع الکترونيک در اختيار دارند..).(کاستلز،33:1388)
شبکه ي اينترنت ستون فقرات ارتباطات کامپيوتري جهاني در دهه ي 90 است چرا که به تدريج بيشتر شبکه ها را به يکديگر متصل کرد . نقطه ي آغاز اينترنت ،به کار يکي از نو آورترين نهادهاي پژوهشي دنيا باز مي گردد:سازمان پروژه هاي ييشرفته وزارت دفاع آمريکا و اروپا .وقتي در اواخر دهه ي 50 پرتاب نخستين سفينه اسپوتينگ زنگ خطر را براي موسسات تکنولوژي پيشرفته ي نظامي امريکا به صدا در آورد،اروپا دست به ابتکاراتي زد که برخي از آنها تاريخ تکنولوژي را دگرگون ساخت .يکي از اين استراتژي ها که از پروراندن ايده ي پل باران در شرکت رند ايجاد شد .طراحي سيستم مخابراتي اي بود که در برابر تهاجم هسته اي آسيب نا پذير باشد.اين سيستم بر اساس تکنولوژي ارتباطي انتقال بسته اي ،شبکه را از مراکز کنترل و فرماندهي بي نياز کرد و به نحوي که واحد هاي پيام مي توانستند مسير خود را در طول شبکه پيدا کنند و در هر بخشي از شبکه قابل تبديل دوباره به پيامي منسجم باشند.castells,2010))
وقتي بعدها تکنولوژي ديجيتال بسته بندي انواع مختلف پيام ها،از جمله صداها ،تصاوير و داده ها را امکان پذير ساخت ،شبکه اي ايجاد شد که مي توانست همه انواع نمادها را بدون استفاده از مراکز کنترل منتقل کند .جهان شمولي زبان ديجيتال و منطق کاملا شبکه اي سيستم ارتباطي زمينه هاي تکنولوژيک ارتباط افقي و جهاني را فراهم کرد .علاوه بر اين ،معماري اين تکنولوژي شبکه اي به گونه اي است که سانسور يا کنترل آن بسيار دشوار است .تنها راه کنترل شبکه وارد نشدن به آن است،و مبادرت به اين عمل براي هر سازمان يا نهاد ،وقتي اين شبکه فراگير شود و همه انواع اطلاعات را در سرتاسر جهان انتقال دهد،معادل است با پرداخت يک تاوان بزرگ.(کاستلز،1388)
فرايند شکل گيري و انتشار اينترنت و شبکه هاي ارتباط کامپيوتري وابسته به آن در ربع قرن گذشته ساختار رسانه ي جديد را در معماري شبکه ،در فرهنگ کاربران شبکه و در الگوهاي واقعي ارتباطات براي هميشه شکل داد .ارتباط کامپيوتري انقلابي در فرايند ارتباطات و به واسطه ي آن در فرهنگ و سياست ايجاد خواهد کرد. سياست حوزه اي است که استفاده از ارتباطات کامپيوتري در آن هر روز گسترده تر مي شود .از يک سو براي انتشار گسترده ي تبليغات سياسي مورد نظر که امکان ارتباط متقابل را فراهم مي سازد ،و از سوي ديگر،تجربه ي مشارکت الکترونيکي شهروندان دموکراسي محلي را تقويت مي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید