بومي ايجاد کرد و باعث شد که طبقات بالاي جامعه از سياست هاي آزاد سازي تجاري رژيم بهره زيادي بردند . (. (GAUSE, F.GERGORY.2011
درپي توجه گسترده ي نظام به آموزش و تخصيص بودجه هاي آموزشي بالا ،درصد فارغ التحصيلان دانشگاه هاي تونس نسبت به کشورهاي منطقه بسيار قابل توجه است .کشور تونس واجد يکي از با سوادترين جمعيت هاي جوان منطقه مي باشد.نرخ بالاي دانش و تحصيلات تونسي ها هيچ تناسبي با بازار کار و نيازمندي هاي اقتصاد اين کشور ندارد.
طبق گزارش برنامه ي انساني ملل متحد در سال 2006-2005 ،2009 نرخ بيکاري در تونس27 در صد بود که از اين تعداد حدود 65 درصد را جوانان تشکيل مي دادند .طبق اين گزارش ،متوسط نرخ بيکاري از 6/13 درصد در دهه ي 1980 ،به 5/15 درصد در دهه ي 1990 و سپس به 27 درصد در سال 2006-2005 افزايش يافت.(احمديان،1390)
فساده گسترده بدون شک بارزترين ويژگي حکومت زين العابدين بن علي محسوب مي شد.از مسائل مورد توجه در دوران زين العابدين بن علي سطح بالاي فساد در ساختار سياسي تونس بويژه در ميان نزديکان زين العابدين بن علي و برادران همسرش،ليلي طرابلسي بود گر چه فساد در تونس در قياس با کشورهاي منطقه عربي به نظر نمي رسيد،با اين حال فساد در ارکان قدرت،آشکار بودن فساد نخبگان به علاوه ي شرايط بغرنج اقتصادي اعتراضات و نارضايتي مردم اين کشور را دو چندان ساخت. طبق گزارش شفافيت بين الملل ،تونس در سال 2010 ،از نظر سطح فساد در بين 180 کشور رتبه ي 59 را داشت.(قزويني،37:1390)
سکولاريسم به جا مانده از دوران بورقيبه از ويژگي هاي بارز دوران حکومت زين العابدين بن علي بود.در دوران زين العابدين بن علي و بورقيبه ممنوعيت هاي فراواني براي جريانات سياسي اسلام گرا وجود داشت و عملا شديدترين سرکوب ها عليه اسلام گرايان به کار مي رفت.سکولاريسم در سياست هاي فرهنگي،آموزشي ، تبليغاتي وهمچنين قوانين اين کشور کاملا مشهود بوده است.( امير نياکوئي 1390:246 )
از منظر شاخص هاي اقتصادي اجتماعي،بايد اذعان کرد که پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي در تونس در دوران پس از استقلال انجام گرفت.در اين کشور 95 درصد جمعيت به آب آشاميدني و برق دسترسي دارند.ثبت نام در مدارس ابتدايي تقريبا نزديک 100 درصد است و اين حاکي از نظام آموزشي پيشرفته در اين کشور است .علاوه بر اينها بانک جهاني در سال 2000 اعلام کرد که تونس بهترين کارآمدي اقتصادي را در منطقه خاورميانه و آفريقاي شمالي از اواخر دهه ي 80 استمرار بخشيده است.دولت تونس اقدامات اصلاح گرايانه ي اقتصادي همچون خصوصي سازي بنگاه هاي دولتي،تشويق سرمايه گذاري هاي خارجي و قطع يارانه ها مبادرت ورزيد.اگر چه اصلاحات فوق در دوران زين العابدين بن علي تحقق يافت اما اين اقدامات،نابرابري هاي اقتصادي را تشديد و زندگي را براي فقرا دشوارتر کردو اين نابرابري اقتصادي و گسترش شکاف هاي طبقاتي يکي از چالش هاي اساسي اقتصادي اجتماعي در اين کشور بود از سوي ديگر نرخ بيکاري در اين کشورکه در حدود 14 درصد نوسان داشت علي رغم سرمايه گذاري هاي زيادي که در عرصه ي آموزش انجام شده بود.(نياکوئي،1390)
پژوهش هاي انجام شده در تونس در خصوص تحولات اخير اين کشور بيانگر آن است که طي ساليان اخير ثبت نام در دانشگاه هاي تونس 3 برابر شده است و فراهم کردن کار براي اين ميزان قشر تحصيلکرده دشوار است در سال هاي گذشته قشر جوان، تحصيلکرده و کارگران در تونس نيز اعتراض ها و اعتصاب هايي را داشته اند تا توجه مسولان مملکتي را به نرخ بالاي بيکاري،دستمردهاي پايين،آزار پليس و فساد دولت جلب کنند که در بحران اخير به اوج خود رسيد و به ساير بخش ها و جمعيت کشور سرايت کرد.(Goldstone,2011)
ساختار سياسي اقتدارگراي تونس به همراه شخصي بودن قدرت،سکولاريسم،ديکتاتوري حزبي و فسادزمينه هاي نارضايتي و شکل گيري بحران هاي مشارکت،مشروعيت و هويت را در نظام سياسي تونس ايجاد کرد.

گفتار دوم:خيزش، طغيان
خود سوزي جواني سبزي فروش در تونس به دليل توقيف چرخ دستي اش در يکي از شهرهاي کوچک و دور افتاده از پايتخت جرقه اي شد براي به آتش کشيدن حکومت 23 ساله ي زين العابدين بن علي.
اين جوان تحصيلکرده ي تونسي در پي توقيف چرخ دستي اش به بالاي يکي از ساختمان هاي دولتي شهر رفته و خود را به آتش کشيد اين اتفاق ساده ممکن است در هر گوشه ازجهان رخ دهد و هيچ پيامدي نداشته باشد اما در کشور تونس با آن زمينه هايي که در سطور بالابدان ها اشاره شد همراه با ويژگي هاي عصر جهاني شدن و امکاناتي که عصر اطلاعات و جامعه ي شبکه اي در اختيار مردم در اقصي نقاط جهان به ويژه در کشور تونس قرار مي دهد منجر به شکل گيري موجي از اعتراضات 1ماه در سراسر تونس شد که حاصل آن سقوط ديکتاتوري 23 ساله ي زين العابدين بن علي شدچرا که دولت زين العابدين بن علي بدون توجه به ميزان، شدت اعتراضات و چگونگي پوشش خبري و رسانه اي اين تحولات وطغيان ها در سراسر تونس و جهان به همان کارويژهاي سابق نظير عزل و نصب وزيران و استانداران واستفاده از نيروي نظامي و امنيتي در مقابل معترضان اقدام کرد که همگي دير هنگام و نابجا بودند.
اعتراضات در تونس از نواحي روستايي و پيراموني شروع و به سمت مرکز و پايتخت کشيده شد.در اين طغيان و جنبش اعتراضي هم شهرهاي بزرگ و هم شهرهاي کوچک شرکت داشتند.. (Anderson,2011)
با اينکه تونس آغازگر اين اعتراضات در جهان عرب بود ،مي توان گفت که اعتراضات اين کشودرمقايسه با ساير کشورها خود انگيخته تر و کمتر سازماندهي شده بود(Anderson,2011)
رهبران سياسي و رهبران کاريزماتيک در هدايت اعتراضات نقش چنداني نداشته اند و عملا اين جنبش ها بدون رهبري بود .از نظر جامعه شناسي سياسي،جواناني که از مشکلاتي چون بيکاري،فساد و استبداد رنج مي بردندو از فناوري هاي جديدارتباطي استفاده مي کردند،نقش مهمي در مديريت و رهبري اين انقلاب ايفا کردند و عملا آغازگر موج اعتراضي تونس بودند.
پيوستن احزاب سياسي معارض که با تاخيرصورت گرفت نيز در واقع تابعي از جنبش جوانان بود.(شحاته و وحيد،146:1390)
حکومت زين العابدين بن علي عمدتا متکي بر نيروهاي پليس و امنيتي بود و با گسترش امواج اعتراضات ،ارتش به عنوان يک نهاد در کنار تظاهر کنندگان قرار گرفت.در تونس ارتش به مثابه ي ابزار شخصي حکام عمل نکرد(Gause,2011)
تونس در مقايسه با ديگر کشورهاي منطقه داراي اهمييت چنداني براي قدرت هاي اروپايي و امريکا نبود از اينرو هيچ کشور قدرتمندي در درون و يا خارج از منطقه به حمايت قاطع و تلاش براي بقاي حکومت زين العابدين بن علي نپرداخت از اينرو مي توان گفت حکومت زين العابدين بن علي از يک سو به دليل بحران هاي سياسي،اجتماعي،اقتصادي و هويتي که با آن مواجه بود و از سوي ديگر عدم مشروعيت داخلي و عدم حمايت داخلي و خارجي توان مقابله با اين طغيان را نداشت و فروپاشيد.(نياکوئي،1390)

فصل دوم:انقلاب در مصر

گفتار اول:مصر در دوران حسني مبارک و تعميق اقتدارگرايي سياسي
در ميان کشورهاي عربي_آفريقايي،کشور مصر از جايگاه حساس و بلندي برخوردار است.نام رسمي کشور مصر “جمهوريه العربيه المتحده”است،از شمال به درياي مديترانه واز مشرق به فلسطين،اردن و درياي احمر،از جنوب به سودان و ازمغرب به ليبي متصل است و قريب 995 هزار کيلومتر مربع وسعت دارد.
مصر داراي ويژگي هاي سياسي است که زمينه ساز شکل گيري انقلاب مصر شداز جمله اين ويژگي ها مي توان به ساختار سياسي قدرت،شخصي بودن قدرت،فرسودگي حکومت،عدم گردش نخبگان،خفقان سياسي،دموکراسي ظاهري،فساده گسترده در دستگاه سياسي اشاره کرد.(پويا،1390)
(…يکي از مهمترين ويژگي هاي حکومت مصر که موجب نارضايتي مردم مصر شد فرسودگي حکومت و عدم گردش نخبگان بود.سه دهه حکومت بلامنازع حسني مبارک بر اين کشور،باعث شده بود که اکثر مردم او را مسئول رنج ها و مشکلات خود بدانند.حسني مبارک 82 ساله که بسياري از اوقات خود را در شرم الشيخ به دور از آلودگي،جمعيت و احتمالا مخاطرات قاهره سر مي کرد،نمادي از فرسودگي و کهنسالي حکومت مصر بود که از نظر بسياري از مردم،براي حل مشکلات جامعه ناکارآمد و بي انرژي به نظر مي رسيد…) Osman,2010:186-187 ))
(…از ديگر ويژگي هاي حکومت حسني مبارک که با گذشت زمان چشمگيرتر به نظر مي رسيد مي توان به شخصي بودن قدرت اشاره کرد،به گونه اي که تمام قدرت در شخص حسني مبارک متمرکز شده بود و نهاد هاي سياسي،از جمله نهاد رياست جمهوري کارکرد خود را از دست داده بودند،نهاد رياست جمهوري به يک ساختار اجرايي پيرامون شخص رئيس جمهور تقليل يافته بود.البته اگر اين رقيق شدگي با تقويت نهاد هاي دموکراتيکي مانند پارلمان و همچنين شکل گيري يک تعادل جديد بين رياست جمهوري و دولت همراه مي شد،مي توانست خوشايند باشداما چيزي که در مصر اتفاق افتاد،دقيقا بر عکس بود،يعني پارلمان،دولت و نهاد رياست جمهوري همگي به مظاهر گوناگوني از اراده حسني مبارک تقليل يافتند؛نه اينکه ستون هاي يک نظام سياسي متعادل باشند ( Osman,2010:188)(..
(…دموکراسي ظاهري و خفقان و سرکوب سياسي از ديگر مظاهر حکومت حسني مبارک بود گر چه وجود نوعي انتخابات رقابتي،محيط سياسي چند حزبي،وجود دو مجلس سلفي و علياو آزادي بيان نسبي در جامعه مصر اين امکان را براي رژيم حسني مبارک فراهم مي کردکه ادعاي پيشرفت و توسعه سياسي کرده و ميزاني از خشم توده ها را تسکين بخشد.با اين حال دموکراسي ظاهري فوق هيچ تضميني براي رژيم حسني مبارک نبود( osman ,2010:190 )
(…در واقع ماهيت رقابتي انتخابات در مصر پيش از آنکه محصول فرايند دموکراتيک سازي باشد،يک استراتژي براي حفظ رژيم بود..).(Blayde,2011:238)
(…نظام سياسي مصر در دوران حسني مبارک را مي توان دموکراسي صوري وکنترل شده تلقي کرد واقتدارگرايي در اين دوران کاملا تداوم يافت،به گونه اي که حکومت حسني مبارک هرگونه چالش بالقوه را به شدت سرکوب مي کرد:سرکوب ناآرامي هاي عمومي،کنترل شديد بر سازمان هاي مدني و دانشگاهي،برخورد خشن و سرکوب گرايانه با جنبش کفايت و همچنين بازداشت گسترده اخوان المسلمين،شکنجه و نقض حقوق بشر تنها بخشي از اقدامات سرکوب گرايانه حکومت حسني مبارک بود.جرياناتي که امکان فعاليت در انتخابات را پيدا مي کردند نيز با مشکلات زيادي مواجه بودند وعملا حزب دموکراتيک ملي حسني مبارک به روش هاي مختلف پيروزي در انتخابات را به دست مي آورد،از جمله در مواقعي نيروهاي امنيتي جلوي ورود راي دهندگان اپوزيسيون به محل راي را گرفتندو در موارد ديگر تغيير در شمارش آرا و پر کردن صندوق ها از راي اتفاق افتاده است…)(blayde,211:239)
(…حکومت حسني مبارک يکي از رژيم هاي اقتدارگرا محسوب مي شود که برخي از اشکال انتخابات رقابتي را تحمل مي کرد.در اين رژيم ها اگر چه درجه اي از رقابت تحمل مي شود،احزاب سياسي مختلفي مشغول فعاليت هستند و ميزاني از آزادي بيان به چشم مي خورد،اما عملا يک حزب موقعيت هژموني را به دست مي گيردکه حاصل آن اقتدارگرايي مبتني بر هژموني حزب حاکم است.(blayde,2011:210_214)..(
بدون شک يکي از بارزترين دلايل شکل گيري اعتراضات در مصر،فساد اقتصادي گسترده در ميان خانواده حسني مبارک و نخبگان وابسته بوده است.
در خصوص فساد خانواده حسني مبارک گفته مي شود :آنها بين 40 تا 70 ميليون دلار دارايي داشته و39 مسئول بلند پايه هر کدام بيش از يک ميليارد دلار ثروت اندوخته اند.(goldstone,2011)
(…اوضاع اقتصادي اجتماعي مصر نيز باعث گسترش چالش هاي اين کشور شده است.بدون شک،رشد سريع جمعيت در سال هاي اخير که وجود 45 ميليون نفر جوان زير 35 سال را در اين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید