که ارتباطات سياسي چهره به چهره به شدت محدود است، محيطي مانند فيس بوک فضايي را فراهم مي کند که سکوت و ترس در آن شکسته شده و اعتماد ايجاد مي شود. در چنين شرايطي است که شبکه ‌هاي اجتماعي مي توانند به سياست بگرايند و ساکنان داخل يک کشور و خارج نشين ‌ها به هم بپيوندند. اهداف طراحان شبکه ‌هاي اجتماعي هر چه مي خواهد باشد، مردم اين شبکه ‌ها را به کار مي گيرند تا اخبار و اطلاعاتي را که به سختي از رسانه ‌هاي حکومتي اعلام مي شود منتشر کنند، اقدامات اعتراضي را برنامه ريزي و هماهنگ نمايند، و به جهان بگويند که چه رويدادي در حال وقوع است.anjoman.mcstudies.ir)).
به عنوان مثال جنبش کفايه در مصر طي سال‌ها به فعاليت در عرصه وبلاگ نويسي مشغول بود و ويدئو‌هاي پرشماري را راجع به شکنجه پليس و شورش‌هاي عمومي بر روي يوتيوب منتشر کرد.
يک صفحه فيس بوک مصري به نام “ما همه خالد سعيد هستيم” که توسط شخصي به نام “وائل غنيم” ايجاد شد و صفحه “جنبش جوانان ششم آوريل” تبديل به مهم‌ترين جنبش اعتراضي مصر شدند و در پايان ماه مارس سال ???? ميلادي هر يک از اين رسانه ‌هاي اجتماعي بيش از ???هزارعضو دارد. khabaronline.ir/news)).
در چنين اوضاعي، حتي دولت موقت نظامي مصر، استعفاي شفيق و جايگزيني او را از طريق صفحه فيس بوکش اعلام کرد. اما نبايد فراموش کرد که بخشي از نقشه استکبار جهاني پيرامون خيزش هاي اخير در کشورهاي مسلمان، تلاش براي پر رنگ کردن نقش شبکه هاي اجتماعي و مجازي در بروز اين خيزش ها براي انکار ماهيت اسلامي اين انقلاب ها يا همان بيداري اسلامي است.چنانکه که خبرگزاري رويترز، در گزارشي پيرامون انقلاب مصر، انقلاب اسلامي مردم اين کشور را انقلاب فيس بوکي ناميده بود.
در حالي که مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران با اشاره به قيام اسلامي مردم مصر تأکيد کردند: “قيام ملت مسلمان مصر، يک حرکت اسلامي و آزاديخواهانه است.”
فهمي هويدي انديشمند معروف مصري در تازه ترين مقاله خود در روزنامه الخليج مي نويسد: آنچه رابطه ها و کاربران بر روي فيس بوک و توييتر منتشر ساخته اند سهم مؤثري در ارسال مقادير متنابهي از اطلاعات مهم تصاوير و فيلم هاي ويديويي و غيره دارند.
وي با بيان اينکه ملت مصر از تمامي قشرها گروه هاي سني و مسلمان و مسيحي و فقير و ثروتمند در اين انقلاب شرکت کردند،تصريح کرد آنها همگي به خاطر دفاع از حيثيت و کرامت شان به پا خاستند و تمايلشان براي تغيير و درکشان از ضرورت رهايي از نظام يک شبه شکل نگرفت بلکه پس از تحمل سالها ظلم و استبداد احساس کردند که زمان آن رسيده است که بايد قيام کنند و با خطوط قرمز به چالش برخيزند. alizamanian.blogf.com))
هويدي بر اين اعتقاد است که اين انبار باروت آماده انفجار بود و زماني که در چشم انداز انقلاب ملت تونس درخشيد و همه دريافتند که قدرتمندتر از تمامي مستبدين هستند مصريها به پا خاستند وتصميم گرفتند که بدون اين که منتظر قهرماني باشند بايد خودشان حق خود را به دست بگيرند. “متيو انگرام ” خبرنگار كانادايي بر اين باور است كه ارتباطات مردمي و شبكه‌هاي اجتماعي، دليل به‎وجود آمدن انقلاب مصر هستند و توييتر و فيس‌بوك، صرفاً نقش ابزار ارتباطاتي را ايفا مي‌كنند. از اين رو اين قدرت شبكه‌هاي مردمي است كه اهميت دارد نه سرويس‌هاي اينترنتي چون توييتر يا فيس‌بوك.
برخلاف بسياري از كارشناسان که معتقدند، توييتر و فعاليت آن در به خيابان كشاندن مردم و به راه انداختن تظاهرات بسيار مؤثر بوده است؛ اما بايد گفت آنچه جرقه شعله‌ور شدن اين اعتراضات را زد، نااميدي و خستگي مردم مظلوم و سركوب شده مصر بود، كه به هيچ وجه نمي‌توان آن را منكر شد. در واقع اين توييتر و فيس‌بوك نبودند كه موجب انقلاب مصر شدند بلكه، قدرت واقعي از شبكه‌هاي ارتباطي زنده كه همان مردم باشند، ناشي مي‌شود. و فقر و ديكتاتوري، بيش از رسانه‌هاي اجتماعي بر تحولات مصر مؤثر بوده است. anjoman.mcstudies.ir))

گفتار دوم:اينترنت و تلفن همراه در مصر
همانطور که در جدول2 ملاحظه مي کنيد در يک دهه اخير تعداد کاربران اينترنت در کشور مصر کشور از 0.7% درصد در سال 2000 يعني در حدود 450000 هزار کاربر به 27.1% درصد در سال 2011 رسيده است يعني اين کشور يک رشد تقريباً %26.4 در صدي را در يک دهه اخير تجربه داشته است. که از اين تعداد 21,691,776 کاربر اينترنت، تعداد 9,391,580 نفر کاربر شبکه اجتماعي فيس بوک بوده است اين تعداد به اين معني هست که تقريباً نيمي از کاربران اينترنت در مصر عضو شبکه اجتماعي فيس بوک مي باشند و تقريباً بيش از يک هشتم جمعيت مصر عضو شبکه اجتماعي فيس بوک مي باشند يعني از هر هشت نفر مصري يک نفر عضو شبکه اجتماعي فيس بوک مي باشد. و تقريبا يک چهارم جمعيت از جمعيت 82,079,636 مصر کاربر اينترنت مي باشد يعني از هر چهار مصري يک نفر به اينترنت دسترسي دارند. (حال اگر فرض را بر اين بگيريم که هر خانواده به صورت ميانگين 4 نفر مي باشد که يک استاندارد جهاني مي باشد تقريبا يک نفر در هر خانواده مصري به طور نسبي کاربر اينترنت بر شمرده مي شود.)
جدول شماره 2:
نمودار رشد کاربران اينترنت در مصر
منبع :
http://www.indexmundi.com/g/g.aspx?v=118&c=eg&l=en
جدول شماره 2.2
نمودار تعداد کاربران اينترنت در مصر

سال
کاربران اينترنت درکشور مصر
جمعيت از وب گاه
http://www.indexmundi.com
درصد کاربران
منبع استفاده شده
2000
450,000
68,359,980
0.7%
ITU
2006
5,100,000
78,887,010
7.0%
ITU
2008
10,532,400
81,713,520
12.9 %
ITU
2009
16,636,000
83,082,870
21.1%
ITU
2010
21,518,178
81,121,077
%26.74
ITU
2011
21,691,776
82,079,636
27.1%
ITU

منبع:
http://www.internetworldstats.com/af/tn.htm
http://www.socialbakers.com/facebook-statistics/

همچنين کشور مصر نيز با جمعيت حدود 70 ميليون نفر و تعداد 4,410,000 تلفن همراه در سال 2002 در سال 2011 رشد 81.3 را تجربه مي نمايد به طوري که اکنون با جمعيت 83 ميليوني داراي تعداد 76,86,000 تلفن همراه مي باشد حال اگر از تعداد تلفن همراه اشاره شده فقط نيمي از آنها در جنبش هاي عربي استفاده شده باشند به جهت انتقال اطلاعات، ارسال پيام اعتراضات و يا تصوير برداري از اعتراضات، مشاهده مي شود که چه شبکه بزرگي از مردم در مصربودند که در قلب رويدادها بودند، و تلفن هاي همراهي که حاضر و مهيا بود، منجر به آن شد که به توييت کردن زنده رويدادها بپردازند در اين وضعيت مزيت هاي روزنامه نگاري شهروندي نمايان مي شود چرا که مصريها کشور خود را بهتر از MSNBC و CNN و يا حتي الجزيره مي شناسند.
قطع کردن اين سرويس چنان که شاهد بوديم دولت حسني مبارک دست به اين اقدام زد و مدت 6 روز اين شبکه را قطع نمود ولي همين قطع ارتباط سبب شد مردمي که اطلاع زيادي از اين حوادث نداشتند به خيابانها آمده و علت را جويا شوند گاهي اين اعمال دولت ها به ضرر آنها تمام مي شود که نمونه آن را در مصر شاهد بوديم. در واقع اين ابزار ارتباطي سبب
شد که هر شهروند خود به يک خبرنگار تبديل شود با وسيله کوچکي که در دست دارد فيلم بگيرد و آن را از طريق همان تلفن بر بستر شبکه هاي اجتماعي ارسال نمايد.
تلفن همراه يک ابزر مهم براي معترضان به منظور آگاه ساختن جهان از وقايع در خصوص اعتراضات،ماهيت پليس،واکنش هاي نظامي و غير نظامي محسوب مي شد.تلفن هاي همراه به معترضان براي ارتباط با سايرين و گسترش پيام هايشان کمک مي نمود.(comninos,2011)
گفتار سوم: شبکه ها و سايت هاي خبري در مصر
در جريان قيام مردمي در کشورهاي شمال آفريقا، بسياري از ناظران رسانه ‌اي معتقد بودند که “الجزيره” به “صداي اعتراض بهار عربي” تبديل شده است. گزارش ‌هايي که اين شبکه‌ تلويزيوني از حرکت‌هاي اعتراضي در تونس و مصر تهيه مي‌کرد، با سرعت در سراسر جهان پخش مي‌شدند و نيروي تازه‌ اي به معترضان براي ادامه‌ اعتراض خود مي‌بخشيدند
يکي از خبرنگاران الجزيره در اولين روزهاي درگيري جان باخت و باعث شد که نيروهاي مبارز از آن حمايت کنند و تبديل به کانال تلويزيوني درگير در کنار مبارزين شد که خود در جنگ شرکت مي کند. عملکرد حرفه‌اي الجزيره به ويژه تمرکز ويژه‌اي که اين شبکه بر تونس، مصر، سودان، فلسطين،‌ پاکستان ، افغانستان و .. داشته است، به خوبي ياد‌آور اين گفته حسني مبارک رئيس جمهور مصر است که “الجزيره جعبه کبريتي است که دنياي عرب را به آتش کشيده است” و شايد به گزافه نبوده که “لاملوم”، استاد علوم سياسي دانشگاه پاريس، نام کتاب پرارج خود را “الجزيره آينه نافرماني و ابهام در دنياي عرب” گذارده است. historicalstudies.parsiblog) )
مصر يک نمونه مثال زدني است. وبلاگ نويس ها ي اين کشور و حضور آنها در صحنه رسانه اي باعث شد آنها به مرکز ثقل زندگي سياسي کشور تبديل شوند و به عنوان واسط اطلاع رساني ميان بخش هاي مختلف جامعه براي گسترش امواج اعتراضات عمل کنند. اين وبلاگ ها عملا به رسانه هاي جمعي تاثير گذار در صحنه عمومي زندگي مصر تبديل شدند. آنها به جز انتشار اخبار، به بسيج معترضان، و يک شکل سازي مطالبات آنها اقدام و نقشي تعيين کننده در گسترش امواج انقلابي در کشورهاي عربي ايفا کردند. اين واقعيت جديد تعريف تازه اي نيز از روزنامه نگاري و خبرنگاري در حوزه عربي ارائه داد که مشخصه اصلي آن آزادتر بودن و متعهدتر بودن آن است. افرادي مانند سليم امومو در تونس و وائل غانم در مصر که وبلاگ نويس بوده اند در اثر اين تعامل شبکه هاي تلويزيوني و اينترنت به صحنه نخست روزنامه نگاري متعهد عربي آمدند. اين سبک اطلاع رساني جديد در جهان عرب، به توليد کننده مفاهيم و اخبار با استفاده سياسي از فنآوري هاي نو تبديل شد. استفاده از شبکه هاي اجتماعي در اينترنت و ترکيب آن با شبکه هاي تلويزيوني ماهواره اي نوعي فعاليت سايبري و خبرنگاري شهروندي را شکل داد که هدف آن استفاده از فناوري هاي اطلاعاتي پيشرفته براي دفاع از اهداف و مطالبات سياسي است. واقعيت اين است که خارج از فضاي مجازي چنين اقدامي در کشورهاي بهار عربي غير ممکن مي نمود. کارزار تبليغي عسکر کاذبون به معناي ارتش دروغگو)، که در مصر در تابستان 2011 بر روي اينترنت راه اندازي شد، يک نمونه مثال زدني است. در اين کارزار شماري از افراد داوطلب سرتاسر کشور با جمع آوري عکس و فيلم و شهادت هاي افراد، از خشونت ها و جرايم نظاميان پرده بر مي دارند. در محلات پرجمعيت و فقير در مصر، که در آنها افراد به اطلاعات دسترسي اندکي دارند، فعالان اين کارزار به پخش فيلم مي پردازند و برخي از تصاوير نيز در رسانه هاي تصويري منتشر مي شوديا در رسانه هاي مکتوب به نقد گذاشته مي شود((mardomsalari.com
تحقيقات آمريکايي درباره ي ميزان تاثير گذاري فضاي رسانه اي جديد عربي بر تحولات اين منطقه در پايان تابستان 2011، در چارچوب طرحي تحت عنوان “فناوري اطلاعات و اسلام سياسي” که توسط گروهي از محققان دانشگاه واشنگتن انجام شد به مطالعه بر روي سه ميليون پيام کوتاه توييتي) پيام هايي که روي توييتر نوشته شدند)،تصاوير ارسالي بر روي يوتيوب و نوشته هاي وبلاگ هاي ديگر پرداختند تا از ميزان تاثير گذاري اينترنت و رسانه هاي اجتماعي مانند توييتر و فيسبوک بر بهار عربي با خبر شوند. سوال اين محققان اين بود که آيا اين شبکه ها را مي توان بخشي از عناصر انقلابي تلقي کرد. اين تحقيق نشان داد که در کشورهاي تونس و مصر، مبادلات اين گونه پيام ها بر روي اينترنت اغلب قبل از شروع تجمعات و اعتراضات خياباني به اوج رسيده است. اين رسانه ها همچنين به

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید