ز مانند گذشته براي دسترسي به اطلاعات و اخبار خود را به رسانه هاي سنتي محدود نمي کنند اين شبکه ها به راحتي مي توانند به افکار آنها جهت دهند و بر تحولات تاثير بگذارند.
با توجه به اينکه عمده آثار منتشر شده در چارچوبه ي ژورناليستي و بدون اتکا به داده هاي پژوهشي و تحليلي هستند و نظر به اينکه در ارتباط با حوادث جاري يک سال اخير در شمال آفريقا و خاورميانه سابقه اندکي موجود مي باشد- به خصوص محدوديت منابع فارسي- تلاش نگارنده ارائه ي اثري علمي و در راستاي ارتقاي دانسته هاي علمي خواهد بود.
اين نکته قابل ذکر است که با توجه به مطالعات انجام شده توسط نگارنده چند مورد کتاب که به صورت مجموعه مقالات منتشر شده در اين تحقيق مورد استفاده قرارگرفته است من جمله از کتاب The New Arab: Revolution In The Arab که توسط Foreign Policyدر سال12- 2011 منتشر شده است.
نگارنده با کتبي چند در خصوص تحولات اخير مواجه شد که در ماه هاي اخير منتشر شده است همچون:The Arab Revolution که توسطFiliu Jean-Pierre نوشته شده است.
به زبان فارسي نيز اساتيد و صاحب نظران برجسته ي کشورمان نطرات خود را در قالب مقالات و سخنراني در قالب همايش هاي داخلي و بين المللي ارائه کرده اند که نگارنده از آنها نهايت بهره را برده است.از جمله کتاب هايي که به زبان فارسي در سال اخيربه چاپ رسيده است مي توان به کتاب بحران هاي سياسي و جنبش هاي اجتماعي در خاورميانه،دکتر محمود واعظي اشاره کرد که ايشان در رابطه با تحولات اخير خاورميانه همايشي نيز برگزار کردند.در کشور ما و به زبان فارسي بيشتر مجموعه مقالات و همايش هاي علمي برگزار شده است که در اين راستا مي توان به مقاله ي،تحولات اخير خاورميانه و شمال آفريقا:ريشه ها و پيامدهاي متفاوت نوشته ي :امير نياکوئي اشاره کرد.نگارنده در پي نوشت هر بخش به طور کامل به منابع اشاره کرده است.کتاب ها و مقالات به صورت جامع به تحولات خاورميانه پرداخته اند اما نگارنده در اين پژوهش به صورت موردي به بررسي کشورهاي تونس و مصر پرداخته با تاکيد بر شکل گيري شبکه هاي مجازي در اين کشورها تا بتواند مطالب علمي و دقيق ارائه دهد.پژوهشگران عناوين مختلفي براي اين تحولات برگزيدند اما امانت داري نگارنده را بر آن واداشته تا عنواني را که مردم برگزيدند را انتخاب کند و اين تحولات را بهار عربي بنامد.اين پژوهش داراي آمار دقيقي است که لازمه ي پژوهشي علمي است که از نقاط قوت پژوهش نيز مي باشد ساير مقالات و پژوهش هاي به عمل آمده بيشتر در چارچوب خبررساني بودند اما اين پژوهش به دنبال چرايي و تحليل است

اهداف تحقيق:
اين پژوهش در پي آن است که با ارائه ي تعاريفي جامع به بررسي مضامين انقلاب، خيزش،طغيان، جنبش بپردازد چرا که نگارنده با عناويني چند براي اين تحولات- همچون انقلاب تويتري، انقلاب فيس بوکي، بيداري اسلامي، بهار عربي و انقلاب رسانه اي- مواجه شده که اين امر زمينه ساز ترغيب بيش از پيش نگارنده براي بيان تعبيري به جا و درست براي تحولات اخير شده است .از آنجا که تحولات رخ داده در خاورميانه با تعاريف کلاسيک انقلاب، جنبش و طغيان همخواني ندارد، نمي توان در قالب ادبيات سنتي به واکاوي تحولات رخ داده پرداخت.

اهداف علمي:
بررسي نظري روند شکل گيري جامعه شبکه اي و شبکه هاي اجتماعي به عنوان مولفه هاي دخيل و اصلي در شکل گيري تحولات اخير خاورميانه از اهداف اصلي اين پژوهش است که در اين ميان نقش اينترنت،فيس بوک و….مد نظر است. اثبات نظري تاثير شبکه هاي مجازي بر شکل گيري فرهنگ سياسي مقاومت و پيروزي انقلاب در کشورهاي مصر و تونس است.در اين پژوهش هدف بررسي و اثبات تاثير شکل گيري شاخص هاي عنوان شده ي شبکه ي مجازي در کشورهاي تونس و مصر وارائه ي نظري علمي در اين مورد است.

اهداف عملي:
بررسي کاربردي نقش،جايگاه و ميزان اثر گذاري شبکه هاي مجازي به طور عام ونتايج حاصل از اين شبکه ها درتحولات منطقه خاورميانه از اهداف مد نظر اين پژوهش است که در اين راستا با انواع انقلاب هاي تکنولوژي عصر حاضر نيز مواجه ايم.اين بررسي از آن حيث جالب توجه است که کشور ما،ايران در منطقه ي خاورميانه واقع شده است و سبقه ي انقلاب را نيز دارد از اينرو نگارنده در تلاش است تا با بيان و بررسي جايگاه ويژه و رو به گسترش رسانه هاي مجازي،شبکه هاي مجازي ،فضاي مجازي و روند جهاني شدن کارويژه هايي براي ايران و شبکه هاي ايراني به عنوان يک قدرت در منطقه ارائه دهد تا همگام با اين تحولات تکنولوژيک پيش رود واز کارويژه هاي شبکه هاي مجازي غافل نباشد.

روش پژوهش و جمع آوري اطلاعات:
اين پژوهش سعي دارد با استفاده از روش توصيفي- تبييني و استفاده از منابع کتا بخا نه اي و اينترنتي به بررسي روند شکل گيري جامعه ي شبکه اي و ميزان تاثير گذاري آن بر روند تحولات اخير در منطقه بپردازد. موضوع پژوهش به دليل جاري بودن قابل مشاهده بوده از اينرو تلاش نگارنده بر نهايت بهره برداري از به روز بودن داده ها بوده است .همچنين نگارنده
سعي نموده از آثار با ارزشي که در رابطه با موضوع پژوهش بودند نهايت بهره برداري را بنمايد.
جمع آوري اطلاعات نيز به روش اسنادي- آرشيوي ، کتابخانه اي انجام يافته است .

موانع و محدوديت هاي پژوهش:
يکي از عمده موانع در زمينه اين پژوهش ، جاري بودن حوادث، به روز بودن تحولات مورد بررسي و محدود بودن پژوهش هاي آکادميک حول موضوع اين پژوهش است همين سبب شده که ادبيات علمي و پژوهشي در اين زمينه غني نباشد و بخش عمده اي از آثار منتشره در چهارچوبه ژورناليستي باشد زيرا عمده آثار فقط به شرح حوادث و رويداد هاي در حال جريان پرداخته و آثاري که به صورت آکادميک به اين موضوعات پرداخته باشد در دسترس نمي باشد.

حدود و نقطه ي تمرکز پژوهش:
اين تحقيق به دنبال آن است که جايگاه و ميزان تاثيرشبکه هاي اجتماعي، ارتباطي، مجازي،
اينترنت و رسانه هاي جمعي در اعتراضات مخالفين دولت در کشورهاي مصر و تونس را در طي 17 ماه اخير يعني از 17 دسامبر 2010 تا پيروزي انقلاب مصر را مورد بررسي قرار دهد. از آنجا که يکي از مولفه هاي شبکه هاي مجازي نمادها هستند، بايد ديد چگونه اين درک سياسي براي به کارگيري نمادها در ميان مردم ايجاد شده است؟
آنچه تامل برانگيز اين است که شبکه هاي مجازي و جامعه ي شبکه اي تنها داراي کارکرد و نقش سياسي همچون احزاب سياسي نيستند و اين خود سبب ساز رويکردي ويژه نسبت به آن شده است.
رسانه هاي جمعي بر خلاف احزاب سياسي و گروهاي فشار از کانال هاي کمتري براي دسترسي به تصميم گيرندگان برخوردارند اما توانايي ايجاد بسيج و قدرت توده اي را دارند، کم هزينه و از ظرفيت هاي مشارکتي بالايي بر خوردارند.
عصر ارتباطات بر شبکه اي شدن ارتباطات تاکيد داردو ارتباطات تمامي عرصه هاي زندگي را از سياسي تا اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و خصوصي را شامل مي شود .
اعتراضاتي که از سال 2010 در جهان عرب آغاز شده و کماکان ادامه دارد نتايج سياسي متفاوتي به بار آورده است به طوري که باعث سرنگوني ديکتاتوري هاي مصر و تونس شده است و ابن اعتراضات کماکان به حرکت دومينووار خود در منطقه خاورميانه ادامه مي دهد در اين پژوهش تلاش است تا با تمرکز بر دامنه ي اين تحولات در دو کشور مصر وتونس بر ميزان تاثير گذاري جامعه ي شبکه اي در روند اين تحولات در خلال سال هاي 2010 تا 2012 پرداخته شود.

سازماندهي پژوهش
ساختار پژوهش مورد مطالعه همانند ساير رساله هاي ارائه شده، تنظيم شده است که شامل قسمت هاي ابتدايي همچون پيشگفتار، چکيده و فهرست مطالب مي باشد.سازمان اصلي اين پژوهش سه بخش و يک نتيجه گيري را در بر مي گيرد که در انتها نگارنده ليستي از منابع مورد استفاده را ارائه کرده است.نگارنده با ارائه کلياتي در خصوص مسئله و موضوع پژوهش به تبيين مسئله ي پژوهشي پرداخته است و سپس در بخش اول که تمهيدات نظري مي باشد به مباحث نظري در خصوص موضوع پژوهش پرداخته است.
نگارنده در اين بخش با ارائه چکيده اي از نظريات کاستلز در خصوص شکل گيري جامعه شبکه اي و بيان نظريه ي جريان هاي کاستلز و نظريات جهاني شدن گيدنز زمينه هاي ورود به بحث در خصوص تحولات 2 سال اخير خاورميانه را از حيث نظري فراهم ساخته است.
در بخش دوم به مطالعه موردي کشور هاي تونس و مصر پرداخته است که در اين بخش علل شروع اين تحولات مورد بررسي قرار گرفته است و در بخش سوم به بررسي مقايسه اي روند شکل گيري جامعه شبکه اي و ميزان تاثير گذاري آن در روند تحولات دو کشور مورد مطالعه پرداخته شده است و در انتها ماحصل مطالعات نگارنده به صوررت نتيجه گيري ارائه شده است.

بخش اول:
چارچوب نظري

مقدمه:
جهان در حال تبديل شدن به يک بازارچه است که در آن ايده ها و محصولات در آن واحد در هر نقطه در دسترس هستند
بسترهاي جديد ارتباطاتي و شبکه هاي مجازي که به سبب جهاني شدن و ظهور انقلاب در عرصه فناوري اطلاعات وارتباطات پديد آمده اند،اشکال جديد کنش اجتماعي را سبب ساز شده اند .در اين بستر جديد،شبکه هاي تعامل غير رسمي الگوهاي هويتي،معنايي را اشاعه مي دهند.فضاي مجازي با شکل دهي هويت هاي نوين به ميزان زيادي بر واقعيت اثر گذار است.هويت هايي که مي توانند کنش جمعي را به ارمغان آورند.هويت هايي که با بهره گيري از شبکه هاي مجازي اشکال جديدي از جنبش هاي اجتماعي را به ارمغان مي آورند،چرا که در عصر فشردگي زمان و مکان به سر مي بريم و با فضاي مجازي روبرو هستيم.

فصل اول
جامعه شبکه اي

گفتار اول:کاستلزوظهور جامعه ي شبکه اي
(…شبکه ها ريخت جديد اجتماعي جوامع ما را تشکيل مي دهند و گسترش شبکه ها تغييرات شگرفي در عمليات و نتايج فرايند هاي توليد،تجربه،قدرت و فرهنگ ايجاد مي کند.شکل شبکه اي سازمان اجتماعي در ديگر مکان ها و زمان ها نيز وجود داشته است،پارادايم نوين تکنولوژي اطلاعات بنيان مادي گسترش فراگير آن را در سراسر ساختار اجتماعي فراهم آورد.غيبت يا حضور در شبکه و پويايي هر شبکه در برابر ديگر شبکه ها ،منافع حياتي سلطه و تغيير در جامعه ي ما هستند ،جامعه اي که به جامعه ي شبکه اي معروف است و ويژگي آن برتري ريخت اجتماعي بر کنش اجتماعي است و قدرت جريان ها از جريان هاي قدرت در آن پيشي مي گيرد…..)(کاستلز،542:1380)
(…شبکه مجموعه اي از نقاط اتصال يا گره هاي به هم پيوسته است.نقطه ي اتصال يا گره نقطه اي است که در آن يک منحني خود را قطع مي کند.اين که نقطه ي اتصال چه چيزي است مشخصا به نوع شبکه هاي مورد نظر بستگي دارد.شبکه ي جريان مالي جهاني از نقاط اتصال بازارهاي بورس و مراکز خدمات جانبي پيشرفته آن ها تشکيل شده است.در شبکه ي سياسي حاکم بر اتحاديه ي اروپا شوراهاي ملي وزيران و کارگزاران بلند پايه ي اروپايي نقاط اتصال محسوب مي شوند…)(کاستلز،543:1380).
سيستم هاي تلويزيوني ،استوديوها،گروه هاي خبري و دستگاه هاي محرک توليد،ارسال و دريافت علائم نقاط اتصال شبکه ي جهاني رسانه هاي جديد هستند که کانون بيان فرهنگي و افکار عمومي در عصر اطلاعات است . شبکه ها ساختارهايي باز هستند که مي توانند بدون هيچ محدوديتي گسترش يابند ونقاط شاخص جديدي را در درون خود پذيرا شوند تا زماني که اين نقاط توانايي ارتباط در شبکه را داشته باشند يعني مادام که از کدهاي ارتباطي مشترک مثل ارزش ها يا اهداف کارکردي استفاده مي کنند يک ساختار اجتماعي مبتني بر شبکه ،سيستم بسيار بازو پويايي است که بدون اينکه توازن آن با تهديدي روبرو شود توانايي نوآوري دارد.
ريخت شناسي شبکه منبع سازمان دهي مجدد بنيادين روابط قدرت است کليدهايي که شبکه ها را به

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید